تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
و فتنتهم كما اخبر به المخبر الصادق . « 1 » پس معلوم شد كه احاديثى دربارهء ملائكه روايت شده است كه به صورتهاى گوناگون رؤيت شده‌اند ، بيان رؤيت ذات و حقيقت آنها به ديدهء ظاهر نيست ، زيرا كه اصل وجودشان روحانى مجرّد است ؛ بلكه ظهور و بروز آنهاست در ظرف ادراك مدركين ، كه آن حقايق مجرّده بدون تجافى در صقع نفس مدركين و در كارخانهء وجود ايشان به صورتهاى گوناگون ظهور مىكنند كه در قرآن كريم از آن به تمثل تعبير فرمود :
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً
« 2 » اى تصور لها كما فى مفردات الراغب . شيخ كبير ، ابن عربى ، در باب هفتاد و سوم فتوحات « 3 » گويد : قال عيسى عليه السّلام لما قال له ابليس حين تصور له على انه لا يعرفه فقال له يا روح اللّه قل لا إله الا اللّه رجاء منه ان يقول ذلك لقوله و يكون قد اطاعه بوجه ما و ذلك هو الايمان فقال له عيسى عليه السّلام اقولها لا لقولك [ قل ] لا إله الا اللّه الخ . و آنكه گفتيم « بدون تجافى » مقصود اين است كه عين خارجى ملك و وجود نفسى او ، كه همان ذات حقيقى اوست ، از حقيقت خود خارج نشده است و ذات آن حقيقت تبديل به انسان نشده است كه عينى به عين ديگر قلب شود ؛ بلكه آن حقيقت در ظرف ادراك در صورت دحيهء كلبى مثلا تمثّل يافته است . و قوهء مدركه مجرّده ، كه با حقيقت مجرّد ملك ارتباط يافت ، آن مدرك در وعاء ادراك در قوهء خيال ، كه خود تجرّد برزخى دارد ، مطابق احوال نفسانيهء مدرك متمثّل مىشود . در احاديث متظافرهء متكاثر آمده است كه رسول اللّه ، وقتى ، جبرئيل عليه السّلام را به صورت دحية بن خليفهء كلبى ديد . « 4 » و در سيرهء ابن هشام « 5 » دارد : فاذا جبرئيل فى صورة رجل صاف قدميه فى افق السماء . و در جلد دوم آن گويد : و مر رسول اللّه به نفر من اصحابه بالصورين قبل ان يصل الى بنى قريظة فقال هل مربكم احد قالوا
هامش
( 1 ) - صفحه 94 ، چاپ سنگى . ( 2 ) - مريم 19 : 17 . ( 3 ) - فتوحات ص 37 ، طبع بيروت ، ج 2 . ( 4 ) - كافى مشكول صفحه 427 ، ج 2 ، و بحار چاپ سنگى ص 231 ، ج 14 ، و ص 362 ، ج 6 . ( 5 ) - سيره ابن هشام ، صفحه 237 ، جلد 1 .