الكافى باسناده عن زرارة قال قال ابو عبد اللّه عليه السّلام : التقدير فى ليلة تسع عشرة و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين ، روايات ديگر كه در اين باب وارد است ، به باب پنجاه و نهم كتاب صيام وافى رجوع شود « 1 » .
دليلى كه از ابن عباس نقل كرده است كه ليلة القدر نه حرف است ، و سه بار در سورهء قدر آمده است ، پس بيست و هفتم ماه مبارك رمضان شب قدر است ، استحسانى است ، كه در آن ذوق به كار برده است نه دليل . و نظير آن را سيوطى در درّ منثور آورده است كه عمر اصحاب پيغمبر را گرد آورد و از ليلة القدر پرسيد كه چه شب است ؟ ابن عباس - كه از همه به حسب سن كوچكتر بود - ، عمر به او گفت : تكلم و لا يمنعك الحداثة گفت : من مىدانم . عمر گفت : از كجا مىدانى ؟
گفت : آسمانها هفت است و زمينها هفت است و روزها هفت است . و همچنين چند چيز را بشمرد كه بر هفتاند . آنگاه گفت : بنابراين ، شب قدر را در هفت آخر ماه رمضان مىبينم . عمر گفت : لقد فطنت لامر ما فطنا له . يعنى ، اى ابن عباس ، اى پسر جوان ، تو چيزى فهميدى و بدان پى بردى ، من كه خليفة اللّه و خليفهء رسول اللّه هستم آن را نفهميدم و بدان پى نبردهام .
فى بصائر الدرجات باسناده الى داود بن فرقد عن ابى المهاجر عن ابى الهذيل عن ابى جعفر عليه السّلام قال : يا باهذيل انا لا نخفى علينا ليلة القدر ان الملائكة يطوفون بنا فيها . اين بيان به حكم نصّ قرآن است كه تنزل الملائكة و الرّوح فيها باذن ربهم من كل امر ، كه لابد بايد آنان را منزل اليه و مرسل اليه باشد فتبصر .
و نظير استدلال استحسانى فوق است آنچه در مجمع البيان نقل فرموده است : قال بعضهم ان اللّه قسم كلمات هذه السورة على ليالى شهر رمضان فلما بلغ السابعة و العشرين اشار اليها فقال هى ، علاوه اينكه در اين قول ، آيهء مباركه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم را جزء سوره محسوب نداشت و حال اينكه مذهب حق اين است كه بسم اللّه جزء هر سوره است .
هامش
( 1 ) - وافى : جلد 7 ، صفحه 55 - 57 .