« محمد » با « اسلام » ، زيرا كه بينهء محمد 132 است و اسلام 132 ؛ و چون تطابق بيّنهء « على » با « ايمان » . ملا جلال دوانى گويد :
خورشيد كمالست نبى ، ماه ولى * اسلام محمدست و ايمان على
گر بينهاى در اين سخن مىطلبى * بنگر كه ز بيّنات اسماست جلى
به اين بيان كه ملفوظى « على » عين ، لام ، يا مىباشد . چون حروف اوايل كه مجموع على است حذف شود باقى ماند « ين » ، « ام » ، « ا » ، كه عدد مجموع 102 است و عدد « ايمان » نيز 102 ؛ و به همين بيان ، ملفوظى « محمد » با « اسلام » . و مثال در جمله : چون « حبّ علىّ بن ابى طالب » با « دين الاسلام » .
ديگرى گفته است :
رمزيست كتاب حق تمامى بنظام * اسرار الهيست به هر بطن كلام
از اسم « محمد » كه بود مصدر كل * درياب ز بيّنات نامش « اسلام »
و از آن جهت كه الف قطب حروف و به وجهى حرف ذات اقدس حق است ، و نون يكى از اسماء نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ولاية باطن نبوت است ، و سريان ولّى در عالم چون سريان حق در عالم است ، عارفى گفته است :
حرف اول از الوهيت الف * مبدأ جمله حروف مؤتلف
حرف اول از نبوت حرف نون * قلب نون و او آمده اى ذوفنون
حرف اول از ولايت حرف واو * قلب واو آمد الف اى كنجكاو
پس ولى قلب نبّى و جان اوست * قلب قلبش ذات اللّه سرّ هوست
آنكه گفتيم الف به وجهى حرف ذات اقدس است ، از اينروست كه به وجهى ديگر چنان است . كه علامه كاشى در اصطلاحات فرموده است : ان الالف يشاربها الى اول الموجودات الممكنة و هى المرتبة الثانية من الوجوديّات . « 1 »
هامش
( 1 ) - كشكول بهائى صفحه 438 - ط نجم الدوله .