ترا خود سرّ سرّ تست قاضى * ندارد حال و استقبال و ماضى
كه آن خود مظهرى از يوم جمعست * و لو آن همچو شمس و اين چو شمعست
چه يوم جمع يوم اللّه واصلست * فروع يوم جمع ايام فصلست
قضا جمع و قدر تفصيل آنست * خزائن جمع و اين تنزيل آنست
قضا علم الهى هست و حشرست * قدر فعل الهى هست و نشرست
قضا روح و قدر باشد تن او * گل او گلبن او گلشن او