تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان و قرآن (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
السائق و الشهيد فى القيامة و لا رضوان الجنة و لا مالك النار فى النار قيل و اين يقعد العارف قال عليه السّلام
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ .
« 1 » حضرت وصّى امير المؤمنين على - عليه السّلام - فرمود : عارف كه از دنيا به در رفت ، سائق و شهيد او را در قيامت نمىيابند ، و رضوان جنّت او را در جنّت نمىيابد ، و مالك نار او را در نار نمىيابد . يكى عرض كرد : عارف در كجا است ؟ امام فرمود : او در نزد خدايش است . عارف نه در آسمان است و نه در زمين ، نه در بهشت و نه در دوزخ ، او همواره پيش آسمان آفرين و بهشت آفرين است .
چرا زاهد اندر هواى بهشتست * چرا بىخبر از بهشت آفرينست
سبحان اللّه انسان چقدر اعتلاى مقام پيدا مىكند كه با خدايش همنشين مىگردد ، و چقدر انحطاط مىيابد كه از انعام و بهايم پستتر مىشود .
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ .
« 2 » در اين موضوع ، مطلبى از ابن مسكويه ، در كتاب اخلاقى طهارة الاعراق ، به عرض برسانم . مىدانيد كه اخلاق ناصرى ترجمهء طهارة الأعراق ابن مسكويه مىباشد ، كه محقق خواجه نصير الدين طوسى آن را از عربى به فارسى ترجمه كرده است مرحوم سيد صالح خلخالى ، كه شاگرد ارشد حكيم الهى ميرزا ابو الحسن جلوه بود و شرح حال او در مآثر و آثار « 3 » اعتماد السلطنة آمده است ، در شرح مناقب منسوب به شيخ عارف محيى الدين عربى گويد : « 4 » كتاب طهاره الاعراق افلاطون الهى را بو على مسكويه از زبان يونانى به عربى ترجمه نمود ، و سلطان الحكماء ، محمد بن حسن نصير الدين طوسى ، آن را از زبان تازى به پارسى درآورد و به اخلاق ناصرى موسوم كرد . غرض اينكه ابو على احمد بن مسكويه گويد : جوهر انسانى را فعل خاصى است كه هيچ موجودى با وى در آن شركت ندارد ؛ و او اشرف موجودات عالم ماست ، پس اگر افعال خاصّ به او از او صادر نشود ، به مثل چنان است كه فعل فرس ،
هامش
( 1 ) - قمر 54 : 55 . ( 2 ) - تين 95 : 4 و 5 . ( 3 ) - صفحه 185 . ( 4 ) - چاپ سنگى صفحه 67 .