يا كهنه ديگرى بدست آرند ، حسن چگونه از عهدهء شكرت برآيد كه شب و روز كتاب تو را و كتابهاى اوليايت را ورق مىزند و دل آنها را مىكاود و از معانى آنها كه نسيم بهشتند دماغ جانش معطر مىگردد ، بار خدايا اگر آن خاكدانيها بدان كار نباشند حسن پاكدان بدينكار نتواند بود پاداش نيكشان ده كه بر بنده حق دارند .
الهى شكرت كه همه كواكب و ايام را براى حسن سعد گردانيدى .
الهى جمعى از تو ترسند و خلقى از مرگ و حسن از خود .
الهى از كتابها پاسخ پرسش خواستن و حل مشكل طلبيدن عيال سفره ديگران بودن است يا غنى و يا مغنى يا ملى و يا معطى تا كى جيرهخوار اين و آن باشم و در كنار خوان آنان نشينم .
الهى يكى نان دارد و دندان ندارد و يكى جان دارد و جانان ندارد شكرت كه حسن هم اين دارد
الهى نامه (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٨