و هم آن دارد .
الهى ايام اواخر رجب يكهزار و سيصد و نود و يك برايم چون نيمه آن روز استفتاح بود كه بتدريس اسفار افتتاح كرديم بار خدايا چگونه شكرت كنم كه هر روز در وصف اسماء حسنى و صفات عليا ، و اطوار جلوههاى جانفزاى تو سرگرم و دلخوشم .
الهى خوشا آنكه چون عين ثور چشيم بينا دارد و مانند قلب اسد و عقرب دلى آتشين و روشن و مثل جوزا در راه تو ميان سخت بربسته است .
الهى حسن غبطه حال عقرب مىخورد كه عقرب كجا و حسن كجا آن رو بمشرق دارد و اين مغربى است ، آن را قلب روشن است و اين را ظلمانى ، آن تاج بر سر پيش چشمش ترازوى داد است و اين بيدادگر طغيان در ميزان كرده است ، آن سير آسمانها مىكند و اين زمين را نپيموده است ، آن شب و روز بيدار است و اين در خواب ، آن بصراط مستقيم است و اين كجرفتار منحرف ، آن هشيار براى دفع عدو
الهى نامه (فارسى) — صفحة 59
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٥٩