چگونه حسن خاموش باشد .
الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست
الهى خروس را سحر باشد و حسن را نباشد .
الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار ، كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر .
الهى حسن عبد الله ، عبد الله خرابآبادى بود و حال عبد الجمال عشقآبادى شد .
الهى حاصل فكرم بىفكرى است خنك آنكه از فكر بگذشت .
الهى خانه كجا و صاحبخانه كجا ؟ طائف آن كجا و عارف اين كجا ؟ آن سفر جسمانى است و اين روحانى . آن براى دولتمند است و اين براى درويش . آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوارا . آن ترك مال كند و اين ترك جان . سفر آن در ماه مخصوص است و اين را همه ماه و آن را يك بار است و اين را همه عمر . آن سفر آفاق كند و اين سير انفس ،
الهى نامه (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٧