آن را لا فسوق و لا جدال فى الحج است و اين را فى العمر . آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين . لا جرم آن حاجى شود و اين ناجى .
خنك آن حاجى كه ناجى است .
الهى وسعت جهان كيانى كه اين است فسحت عالم ربّانى چون خواهد بود .
الهى از من آهى و از تو نگاهى .
الهى بچهل و سه رسيدهام چند سال ايام صباوت بود و بعد از آن تا اربعين دوران نخوت جوانى و غرور تحصيل فنون جنون ، اينك حاصل بيدارى دو سالهام آه گاهگاهى است يا لا إله الا انت جز آه در بساط ندارم از من آهى و از تو نگاهى .
الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم .
الهى غبطهء ملائكهاى ميخورم كه جز سجود ندانند كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود .
الهى تا كى عبد الهوى باشم بعزّتت عبد الهو شدم .
الهى نامه (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٩