است چه آن نارشيد خود شيطان مريد است ، اگر در آشكار با يزيد است در پنهان با يزيد است .
الهى حشر و صحبت با خيالات نوعى از ماليخوليا است . كه الجنون فنون بحرمت عوالم عقول از آنم برهان و به اينم برسان كه اين حضور نور دهد و آن صحبت ظلمت .
الهى چگونه شور و نوايم نباشد كه از آنچه در كامم ريختى اگر كوه دماوند از آن لب تر كند پاى كوبان سر از پا نشناسد و دستافشان از دست برود .
الهى اگر علم رهزن شود عاصم جز تو كيست .
الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است .
الهى حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى .
الهى اى آشنايم تو خود دانى كه بيگانهام بيگانهترم
الهى نامه (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٥