بخشيم من از شرمندگى چه كنم تو خود گواهى كه از استغفار شرم دارم .
الهى استغفار خواستن غفران تست با خاطره گناه چه كنيم .
الهى چه بايد كرد كه گناه فراموش شود و گرنه با ياد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمندهترم .
الهى ديگر از بهشت لذت نتوانم برد چه عفو احسان در ازاى جرم و عصيان انفعال بيشتر آورد مگر جنت لقاء نصيب شود كه در حضور تام جز تو فراموش شود .
الهى ماه مبارك ( 1390 ه ق ) را حرام كردم كه نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را ، نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر ، در ليلة الجوائز جز شرمسارى چه مىبرم خوشا به حال صائم كه له فرحتان حين يفطر و حين يلقى ربه ، بدا بحالم كه لى حزنتان ، بارآلها آهم جهنمسوز است .
الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده
الهى نامه (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: حسن حسن زاده آملى
ص٣٣