چو قاف قدرتش دم بر قلم زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد
و پوشيده نيست كه حيات حوت به آب است و كان عرشه على الماء .
آن مداد را تعبير به نهر فرمود كه اين همه كثرات نورى را بايد به قدر نهر مداد باشد آن هم نهرى كه از برف سفيدتر و از انگبين شرينتر و قلم آن از شجره خلد . مداد و لوح و قلم همه نورند و در عين حال همه اسماء الله اند و خداوند به اين اسماء سوگند ياد مىكند اسمايى كه به صورت حروف متصوف نمى باشند و به لفظ گفته نمى شوند و الوان و ابعاد و حدود از آنها منفى است . خلاصه از صفات جسم و جسمانيات منزهند ، و اسماء حسنى و كلمات تامه اويند ، و پوشيده آشكارند ، و امام ميگويد ما كلمات تامه حق و اسماء حسناى الهى هستيم .
بزرگى اين نهر چه قدر است ؟ بايد ببينيم كلماتى كه بدين نهر بر الواح نوشته شده چه قدر است ؟ تا مگر آنگاه به عظمت نهر پى برد . حق سبحانه فرمود :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
( لقمان 28 ) .
و فرمود :
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
( كهف 110 ) تو صد حديث مفصل بخوان از اين مجمل .
و ديگر اين كه زمين بر پشت حوت است ، ون هم به حوت تفسير شده است ، و هم در حديث ديگر به سمكه . اصل لغت سمك بلندى از هر چيز است كه سقف خانه سمك است ، و آسمان سمك . و سمك الله السماء بلند گردانيد خداى آسمان را . سمكه ن هم آسمانى است كه كواكب بيشمار موجودات بر اين آسمانند . و در عين حال اگر گوئى رق منشور است كه اين همه كلمات وجودى بر آن مسطور است ، مقبول است .
شيخ صدوق رحمه الله در توحيد باسنادش از رسول الله صلى الله عليه