ملك تسبيح و شراب او تقديس است و او را صفات جسم و جسمانى نمى باشد ، چنان كه در فص قبل مستوفى بيان شده است .
و در همان حديث كه دقت شود معلوم گردد كه امام ن را صادر اول و مقدم بر قلم معرفى فرموده است . زيرا كه فرمود : ن ملك يؤدى الى القلم و هو ملك ، و القلم يؤدى الى اللوح . الخ .
پس ن صادر اول است و در حديث كافى بود كه اولين خلق از روحانيين از يمين عرش از نور خداوند و خلقى عظيم و از همه مخلوق گرامى تر است . و در احاديث ديگر آمده است كه صادر نخستين حقيقت محمديه است كه اول ما خلق الله نورى .
پس ن حقيقت محمديه است كه امام فرمود رسول الله را در قرآن پنج اسم است يكى از آنهان است .
و ديگر اين كه ن را به مداد تفسير كرد ، مدادى كه نور است و همه حروف و كلمات وجودى از اين مداد نوشته شده است پس وجود در هر جا كه قدم نهاد نور است .
مداد حروف كتبى مركب است كه بهترين آن مركب سياه است و چون از تركيب چند ماده صورت مى گيرد آن را مركب گفته اند كه يك نوع آن از دوده و زاج و مازو و صمغ ساخته مىشود . چنان كه در ملحقات اشعار نصاب ابونصر فراهى آمده است :
همسنگ دوده زاج است
همسنگ هر دو مازو
همسنگ هر سه صمغ است
آنگاه زور بازو
و باز :
بستان دو درم دود چراغ بى نم
صمغ عربى در اوفكن چار درم
مازو دودرم نيم درم زاج سياه
از بهر مركبش فروساى بهم « 1 »
هامش
( 1 ) در مجله كانون و كلاء ، شماره مسلسل 35 ، از صفحه ششم تا سى ام ، مقاله اى در تاريخچه مركب و ساختن اقسام آن به قلم آقاى محمود سرشار ، بسيار سودمند است .