تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (1381ش) (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
است و واجب باشد استغفار بر او ، بلكه معذور است . اما اگر فرض كنيم به اعتقاد خودش گناه است و مرتكب آن بشود متعمداً ، پس بايد احراز نمود توبه نمودن او را تا اينكه جايز باشد اقتدا به او ، و نزد شك در توبه نمودن جايز نيست اقتدا نمودن به او . س 326 - اگر از مرتكب معصيت بشنويم ميان دو سجده ركعت اول نماز بگويد : استغفر اللّه ربى وأتوب إليه ، پس آيا اين كافى است براى رجوع عدالت او ، و جايز بودن اقتدا به او در ركعت دوم نماز ؟ ج - كافى نيست چنان چيزى . س 327 - اگر مرتكب شود امام جماعت چيزى را كه اخلال به عدالت او مىزند مثلًا ، مانند غيبت ، پس آيا جايز است اقتدا نمودن به چنين شخصى بعد از ايامى چنانچه عادت او استغفار نمودن بوده باشد اگر چه فعلًا علم به استغفار او ندارم ؟ ج - جايز نيست اقتدا نمودن به او مگر اطمينان پيدا كنى به عدالت او . س 328 - آيا صحيح است به امام جماعتى كه به عدالتش اطمينان دارم ، ولى او تقليد ابتدايى از ميت مىكند ، اقتدا كنم ؟ ج - اگر به عدالتش اطمينان دارى جايز است كه به او اقتدا كنى . س 329 - آيا جايز است اقتدا به شخصى كه از مرجع تقليدى تقليد مىكند كه او بلند خواندن بسم اللّه را در دو ركعت آخرى نماز واجب مىداند ؟ ج - اگر شرايط امام جماعت را داشته باشد جايز است كه به او اقتدا كرد . س 330 - آيا به خاطر بعضى از ملاحظات كه نسبت به مقلدين شيخ حسين داريم شما جهر به بسم اللّه را در ركعت سوم و چهارم جايز مىدانيد ؟