است و واجب باشد استغفار بر او ، بلكه معذور است . اما اگر فرض كنيم به اعتقاد خودش گناه است و مرتكب آن بشود متعمداً ، پس بايد احراز نمود توبه نمودن او را تا اينكه جايز باشد اقتدا به او ، و نزد شك در توبه نمودن جايز نيست اقتدا نمودن به او .
س 326 - اگر از مرتكب معصيت بشنويم ميان دو سجده ركعت اول نماز بگويد : استغفر اللّه ربى وأتوب إليه ، پس آيا اين كافى است براى رجوع عدالت او ، و جايز بودن اقتدا به او در ركعت دوم نماز ؟
ج - كافى نيست چنان چيزى .
س 327 - اگر مرتكب شود امام جماعت چيزى را كه اخلال به عدالت او مىزند مثلًا ، مانند غيبت ، پس آيا جايز است اقتدا نمودن به چنين شخصى بعد از ايامى چنانچه عادت او استغفار نمودن بوده باشد اگر چه فعلًا علم به استغفار او ندارم ؟
ج - جايز نيست اقتدا نمودن به او مگر اطمينان پيدا كنى به عدالت او .
س 328 - آيا صحيح است به امام جماعتى كه به عدالتش اطمينان دارم ، ولى او تقليد ابتدايى از ميت مىكند ، اقتدا كنم ؟
ج - اگر به عدالتش اطمينان دارى جايز است كه به او اقتدا كنى .
س 329 - آيا جايز است اقتدا به شخصى كه از مرجع تقليدى تقليد مىكند كه او بلند خواندن بسم اللّه را در دو ركعت آخرى نماز واجب مىداند ؟
ج - اگر شرايط امام جماعت را داشته باشد جايز است كه به او اقتدا كرد .
س 330 - آيا به خاطر بعضى از ملاحظات كه نسبت به مقلدين شيخ حسين داريم شما جهر به بسم اللّه را در ركعت سوم و چهارم جايز مىدانيد ؟
استفتائات (1381ش) (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: السيد الخوئي
ص٩٩