مىكنى ، چهل نخل ؟ !
سپس ، بعد از كمى سكوت گفت : بسيار خوب ، چهل نخل به تو مىدهم .
فروشنده ( طمعكار ) گفت : اگر راست مىگوئى ، چند نفر را به عنوان شهود بطلب !
اتفاقاً گروهى از آنجا مىگذشتند ، آنها را صدا زد ، و بر اين معامله شاهد گرفت .
آن گاه ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، عرض كرد : اى رسول خدا ! نخل به ملك من در آمد و تقديم ( محضر مباركتان ) مىكنم !
رسول خدا صلى الله عليه و آله به سراغ خانوادهء فقير رفت و به صاحب خانه گفت : اين نخل از آن تو و فرزندان تو است .
اينجا بود كه سورهء « و الليل » نازل شد ( و گفتنىها را دربارهء بخيلان و سخاوتمندان گفت ) .
در بعضى از روايات آمده : نام شخص خريدار « ابو الدّحداح » بود . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 60 ؛ « درّ المنثور » ، ج 6 ، ص 357 .