شأن نزول دومى كه براى آيات فوق نقل شده ، اين است : اين آيات ، دربارهء مردى از « بنىاميه » نازل شده كه نزد پيامبر نشسته بود ، در همان حال « عبداللّه بن ام مكتوم » وارد شد ، هنگامى كه چشمش به « عبداللّه » افتاد خود را جمع كرد ، مثل اين كه مىترسيد آلوده شود ، قيافه در هم كشيده و صورت خود را برگردانيد ، خداوند در آيات فوق عمل او را نقل كرده ، و مورد ملامت و سرزنش قرار داده است ، اين شأن نزول در حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده است . « 1 »
محقق بزرگ شيعه مرحوم « سيد مرتضى » اين شأن نزول را پذيرفته است .
البته ، در آيه ، چيزى كه صريحاً دلالت كند منظور شخص پيامبر صلى الله عليه و آله است ، وجود ندارد ، تنها چيزى كه مىتواند قرينهاى بر اين معنى باشد ، خطابهائى است كه از آيات 8 تا 10 اين سوره آمده كه مىگويد : « كسى كه پيوسته ( براى شنيدن آيات خدا ) به سرعت سراغ تو مىآيد ، و از خدا مىترسد ، تو از او غافل مىشوى » !
اين چيزى است كه بهتر از هر كس در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله مىتواند صادق باشد .
ولى ، به گفتهء مرحوم « سيد مرتضى » قرائنى نيز در اين آيات وجود دارد كه نشان مىدهد : منظور شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نيست از جمله :
« عبوس بودن » از صفات پيامبران مخصوصاً پيغمبر اسلام نيست ، او حتى نسبت به دشمنان خود با چهرهء گشاده سخن مىگفت ، چه رسد به مؤمنان حقيقتجو .
ديگر پرداختن به اغنيا و غافل شدن از فقراى حق طلب ، با اخلاق آن حضرت كه در آيهء 4 سورهء « قلم » به آن اشاره شده : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ : « تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى » هرگز نمىسازد ، ( به خصوص اين كه معروف است سورهء « قلم » قبل از سورهء « عبس » نازل شده است ) . « 2 »
ولى ، به فرض كه شأن نزول اوّل واقعيت داشته باشد ، اين مطلب در حد ترك
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 17 ، ص 77 .
( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث .