( 11 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ
كافران دربارهء مؤمنان چنين گفتند : « اگر ( اسلام ) چيز خوبى بود ، هرگز آنها ( در پذيرش آن ) بر ما پيشى نمىگرفتند » ! و چون خودشان به وسيلهء آن هدايت نشدند مىگويند : « اين يك دروغ قديمى است » !
شأن نزول :
تهيدستان ياران اصلى اسلام
مفسران براى آيهء مورد بحث ، شأن نزولهاى متعددى نقل كردهاند :
1 - اين آيه در مورد « ابوذر غفارى » است كه در « مكّه » اسلام آورد و قبيلهء او ( بنىغفار ) نيز به دنبال او ايمان آوردند ، ( و از آنجا كه قبيلهء بنىغفار باديهنشين و فقير بودند كفار قريش كه مردانى ثروتمند و شهرنشين بودند گفتند : اگر اسلام چيز خوبى بود ، اين بىسر و پاها بر ما سبقت نمىگرفتند ! ) در اينجا بود كه آيهء فوق نازل شد ، و به آنها پاسخ گفت . « 1 »
2 - يك كنيز رومى در « مكّه » بود به نام « ذى النيره » « 2 » كه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله را اجابت كرد ، بزرگان قريش گفتند : اگر آنچه را محمّد صلى الله عليه و آله آورده ، چيز خوبى بود « ذىالنيرهها » بر ما مقدم نمىشدند ! « 3 »
3 - گروهى از قبايل باديهنشين « مكّه » پيش از مردم شهر ، به اسلام روى آوردند ، اشراف « مكّه » گفتند : اگر اسلام چيز خوبى بود ، اين شترچرانها ! بر ما سبقت نمىگرفتند . « 4 »
هامش
( 1 ) « قرطبى » ، ج 16 ، ص 189 ؛ « زاد المسير » ، ج 7 ، ص 135 .
( 2 ) « ذى النيرة » از زنانى بود كه زود اسلام را پذيرفت ، و به همين جهت « ابوجهل » او را شكنجه و آزار مىداد .
( 3 ) « قرطبى » ، ج 16 ، ص 189 ؛ « زاد المسير » ، ج 7 ، ص 135 .
( 4 ) « قرطبى » ، ج 16 ، ص 190 ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 154 ؛ « زاد المسير » ، ج 7 ، ص 135 .