آنها پيامبر صلى الله عليه و آله را به خوردن غذا سرزنش كردند ؛ چرا كه مىخواستند : او فرشته باشد .
به راه رفتن در بازارها ملامت كردند ؛ چرا كه آنها كسراها و قيصرها و پادشاهان جبّار را ديده بودند ، كه هرگز گام در بازارها نمىگذاردند ، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با مردم در بازارها حشر و نشر داشت و با آنها مأنوس بود ، و امر و نهى الهى را به آنها ابلاغ مىكرد ، بهانهجويان ايراد كرده گفتند :
او مىخواهد حكمران ما شود ، در حالى كه روش او مخالف سيرهء پادشاهان است ! .
آيهء فوق ، نازل شد و اين حقيقت را روشن ساخت كه : روش پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، روش همهء پيامبران پيشين است . « 1 »
* * * ( 27 ) وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا ( 28 ) يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا ( 29 ) لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا
و ( به خاطر آور ) روزى را كه ستمكار دست خود را ( از شدت حسرت ) به دندان مىگزد و مىگويد : « اى كاش با رسول ( خدا ) راهى برگزيده بودم !
اى واى بر من ! كاش فلان ( شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نكرده بودم !
او مرا از يادآورى ( حق ) گمراه ساخت بعد از آن كه ( ياد حق ) به سراغ من آمده بود » . و شيطان هميشه خوار كنندهء انسان بوده است !
شأن نزول :
در انتخاب دوست به هوش باشيد !
براى اين آيات شأن نزولى نقل كردهاند كه ، فشردهاش چنين است :
هامش
( 1 ) گر چه ، مضمون روايت فوق ، در بسيارى از تفسيرها آمده است ، ولى آنچه ما در بالا ذكر كرديم مطابق روايتى است كه « قرطبى » در ج 13 تفسيرش ص 5 آورده است .