تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
آنها مىگويند : « به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مىكنيم » ! ولى بعد از اين ادعا ، گروهى از آنان رويگردان مىشوند ؛ آنها ( در حقيقت ) مؤمن نيستند ! و هنگامى كه از آنان دعوت شود كه به سوى خدا و پيامبرش بيايند تا در ميانشان داورى كند ، ناگهان گروهى از آنان روىگردان مىشوند ! ولى اگر ( داورى به نفع آنها بوده باشد و ) حق داشته باشند با سرعت و تسليم به سوى او مىآيند . آيا در دل‌هاى آنان بيمارى است ، يا شك و ترديد دارند ، يا مىترسند خدا و رسولش بر آنان ستم كنند ؟ ! نه ، بلكه آنها خودشان ستمگرند ! شأن نزول :

داورى با رسول خدا است !

مفسران ، براى بخشى از اين آيات ، دو شأن نزول ذكر كرده‌اند : نخست اين كه : يكى از منافقان ، با يك مرد يهودى نزاعى داشت ، مرد يهودى فرد منافق به ظاهر مسلمان را به داورى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خواند ، اما منافق زير بار نرفت ، و او را به داورى « كعب بن اشرف يهودى » ! دعوت كرد ( و حتى طبق بعضى از روايات صريحاً گفت : ممكن است « محمّد » در مورد ما عدالت را رعايت نكند ! ) آيات فوق نازل شد و سخت اين گونه اشخاص را مورد سرزنش و مذمت قرار داد . « 1 » ديگر اين كه : ميان اميرمؤمنان « على » عليه السلام و « عثمان » ( يا طبق روايتى ميان آن حضرت و « مغيرة بن وائل » ) بر سر زمينى كه از على عليه السلام خريدارى كرده بود ، و سنگ‌هائى از آن بيرون آمد ، و خريدار مىخواست آن را به عنوان معيوب بودن فسخ كند ، اختلافى در گرفت . على عليه السلام فرمود : ميان من و تو رسول اللَّه صلى الله عليه و آله داورى كند ، اما « حكم بن ابى العاص » كه از منافقان بود ، به خريدار گفت :
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيات مورد بحث ؛ « تبيان » ، ج 7 ، ص 450 ؛ « قرطبى » ، ج 12 ، ص 293 .