جمالى بود ، عايشه از وضع او متعجب شد و گفت : چرا به خودت نمىرسى ، و زينت نمىكنى ؟ !
در پاسخ گفت : براى چه كسى زينت كنم ؟
همسرم مدتى است كه مرا ترك گفته و رهبانيت را پيش گرفته است .
اين سخن به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، فرمان داد همهء مسلمانان به مسجد آيند ، هنگامى كه در مسجد اجتماع كردند ، بالاى منبر قرار گرفت ، پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود :
چرا بعضى از شما چيزهاى پاكيزه را بر خود حرام كردهايد ؟
من سنّت خود را براى شما بازگو مىكنم هر كس از آن روى گرداند از من نيست ، من قسمتى از شب را مىخوابم ، با همسرانم آميزش دارم و همهء روزها را روزه نمىگيرم .
آگاه باشيد من هرگز به شما دستور نمىدهم كه مانند كشيشان مسيحى و رهبانها دنيا را ترك گوئيد ؛ زيرا اين گونه مسائل و همچنين ديرنشينى در آئين من نيست ، رهبانيت امت من در جهاد است ( اگر مىخواهيد ترك دنيا گوئيد چه بهتر كه در راه سازندهاى همچون جهاد باشد . . . ) .
بر خود سخت نگيريد ؛ زيرا جمعى از پيشينيان شما بر اثر سخت گرفتن بر خود ، هلاك شدند .
آنها كه سوگند ياد كرده بودند اين امور را ترك كنند ، برخاسته عرض كردند : اى پيامبر ! ما در اين راه سوگند ياد كردهايم وظيفهء ما در برابر سوگندمان چيست ؟ آيات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت . « 1 »
هامش
( 1 ) براى آگاهى از شأن نزول فوق ، به مدارك ذيل مراجعه فرمائيد :
« وسائل الشيعه » ، ج 20 ، ص 21 و 107 و ج 23 ، ص 243 و 244 ؛ « بحار الانوار » ، ج 22 ، ص 124 و ج 36 ، ص 118 و ج 40 ، ص 328 و ج 62 ، ص 112 و 113 و ج 67 ، ص 116 و ج 90 ، ص 73 ؛ « تفسير على بن ابراهيم قمى » ، ج 1 ، ص 179 و 180 ؛ « مستدرك الوسائل » ، ج 16 ، ص 54 ؛ « مجمع البيان » و ساير تفاسير ، ذيل آيات مورد بحث .