مخاطب ساخت و چنين فرمود :
من به همين زودى دعوت خدا را اجابت كرده ، از ميان شما مىروم !
من مسئولم شما هم مسئوليد !
شما دربارهء من چگونه شهادت مىدهيد ؟
مردم صدا بلند كرده گفتند :
نَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ جَهَدْتَ فَجَزاكَ اللَّه خَيْراً :
« ما گواهى مىدهيم تو وظيفهء رسالت را ابلاغ كردى و شرط خير خواهى را انجام دادى و آخرين تلاش و كوشش را در راه هدايت ما نمودى ، خداوند تو را جزاى خير دهد » .
سپس فرمود : « آيا شما به يگانگى خدا و رسالت من و حقانيت روز رستاخيز و برانگيخته شدن مردگان در آن روز گواهى نمىدهيد » ؟ !
همه گفتند : « آرى ، گواهى مىدهيم » .
فرمود : « خداوندا گواه باش » ! . . .
بار ديگر فرمود : اى مردم ! آيا صداى مرا مىشنويد ؟ . . .
گفتند : آرى ، و به دنبال آن ، سكوت سراسر بيابان را فرا گرفت و جز صداى زمزمهء باد چيزى شنيده نمىشد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : . . . اكنون بنگريد با اين دو چيز گرانمايه و گرانقدر كه در ميان شما به يادگار مىگذارم چه خواهيد كرد ؟
يكى از ميان جمعيت صدا زد ، كدام دو چيز گرانمايه يا رسول اللّه ؟ !
پيامبر صلى الله عليه و آله بلافاصله گفت : اوّل ، ثقل اكبر ، كتاب خدا است كه يك سوى آن به دست پروردگار ، و سوى ديگرش در دست شما است ، دست از دامن آن برنداريد تا گمراه نشويد .
و اما دومين يادگار گرانقدر من ، خاندان منند و خداوند لطيفِ خبير به من خبر داده كه اين دو ، هرگز از هم جدا نمىشوند ، تا در بهشت به من بپيوندند ، از اين دو پيشى نگيريد ، كه هلاك مىشويد و عقب نيفتيد كه باز هلاك خواهيد شد .
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٥