ناگهان مردم ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد ، گويا كسى را جستجو مىكند و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد ، خم شد ، دست او را گرفت و بلند كرد ، آن چنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد ، و همهء مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير اسلام است .
در اينجا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود :
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِيْنَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ :
« چه كسى از همهء مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است » ؟ !
گفتند : خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله داناترند !
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : خدا ، مولا و رهبر من است ، و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم ( و ارادهء من بر ارادهء آنها مقدم ) .
سپس فرمود :
فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاه :
« هر كس من مولا و رهبر او هستم ، على ، مولا و رهبر او است » - و اين سخن را سه بار و به گفتهء بعضى از راويان حديث ، چهار بار تكرار كرد - .
و به دنبال آن سر به سوى آسمان برداشته عرض كرد :
اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دارَ :
« خداوندا ! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار ، محبوب بدار آن كس كه او را محبوب دارد ، و مبغوض بدار آن كس كه او را مبغوض دارد ، يارانش را يارى كن ، و آنها كه ياريش را ترك كنند ، از يارى خويش محروم ساز ، و حق را همراه او بدار به هر سو كه او مىچرخد » .
سپس فرمود :
أَلا فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغائِبَ :
« آگاه باشيد ، همهء حاضران وظيفه دارند اين خبر را به غائبان برسانند » .
خطبهء پيامبر صلى الله عليه و آله به پايان رسيد ، عرق از سر و روى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام و مردم فرو مىريخت ، و هنوز صفوف جمعيت از هم متفرق نشده بود كه امين وحى خدا
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٦