تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شأن نزول آيات قرآن ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و جمع كثيرى ديگر اين شأن نزول را براى آيهء فوق نقل كرده‌اند . « 1 » اشتباه نشود منظور اين نيست كه دانشمندان و مفسران فوق نزول اين آيه را دربارهء على عليه السلام پذيرفته‌اند ، بلكه منظور اين است : روايات مربوط به اين مطلب را در كتب خود نقل كرده‌اند ، اگر چه پس از نقل اين روايت معروف ، به خاطر ترس از شرائط خاص محيط خود . و يا به خاطر پيش‌داورىهاى نادرستى كه جلو قضاوت صحيح را در اين گونه مباحث مىگيرد ، از پذيرفتن آن خوددارى كرده‌اند . بلكه گاهى كوشيده‌اند تا آنجا كه ممكن است آن را كم‌رنگ و كم‌اهميت جلوه دهند ، مثلًا « فخر رازى » كه تعصب او در مسائل خاص مذهبى معروف و مشهور است براى كم‌اهميت دادن اين شأن نزول ، آن را دهمين احتمال آيه قرار داده و 9 احتمال ديگر - كه غالباً بسيار سُست ، واهى و بىارزش است - را قبل از آن آورده است ! از « فخر رازى » زياد تعجب نمىكنيم ؛ زيرا روش او در همه جا چنين است ، تعجب از نويسندگان روشن‌فكرى همچون « سيّد قطب » در « تفسير فى ظلال » و « محمّد رشيد رضا » در « تفسير المنار » است كه يا اصلًا سخنى از اين شأن نزول كه انواع كتاب‌ها را پركرده است به ميان نياورده‌اند ؛ و يا بسيار كم‌اهميت جلوه داده‌اند به طورى كه به هيچ وجه جلب توجه نكند ، آيا محيط آنها اجازهء بيان حقيقت را نمىداده ؟ و يا پوشش‌هاى فكرى تعصب‌آميز بيش از آن بوده است كه برق روشنفكرى در اعماق آن نفوذ كند و پرده‌ها را كنار زند ؟ ! نمىدانيم . ولى جمعى ديگر نزول آيه را در مورد على عليه السلام مسلّم دانسته‌اند ، اما در اين كه دلالت بر مسألهء ولايت و خلافت دارد ، ترديد نموده‌اند كه اشكال و پاسخ آنها را به زودى به خواست خدا خواهيم دانست .
هامش
( 1 ) براى آگاهى بيشتر به « الغدير » ، ج 1 ، ص 214 به بعد مراجعه فرمائيد .