ديگر بدانكه چون روزه مثل نماز بود در وجوب بر عامهء مكلفين مناسب نمود ذكر بعضى از احكام و مسائل آن بعد از ذكر نماز .
پس بايد دانست كه مشهور آن است كه در روزه نيز پاك بودن از جنابت عمدا شرط است ، پس اگر كسى جنب باشد و خواهد كه روزه دارد اگر مشغول الذمه باشد به چيزى كه مشروط است به غسل مثل نماز بايد كه غسل جنابت واجبى كند به طريق سابق و اگر مشغول الذمه نباشد آن مقدار صبر نمايد كه ظنّش حاصل شود به آنكه زياده از وقت غسل تا طلوع صبح نمانده است پس غسل نمايد از براى حلال شدن روزه و نيّت چنين كند كه : غسل جنابت حلال كنندهء روزه و بر طرف سازندهء حدث مىكنم از براى خدا . و اگر اين روزه واجب باشد وجوب را در نيّت غسل فراگيرد و اگر سنّت باشد سنت را ، و چون تقدير و تشخيص آن مقدار وقت خالى از اشكال نيست مىتواند بود كه غسل را با چيزى كه موقوف به غسل باشد مثل نماز بر خود واجب سازد به سوگند و مانند آن مثل آنكه بگويد كه : و اللّه كه غسل جنابت كنم از براى خدا . پس نيت كند و غسل به دستور سابق نمايد ، و جمعى مثل غسل جنابت دانستهاند اغسال واجبهء ديگر را كه غير غسل مسّ ميّت باشد و احتمال دارد كه مطلق نيت غسل واجب تواند كرد و غسل مطلقا مجزى باشد و ليكن احوط اولى است پس معلوم شد كه حرام بوده بنابر مشهور باقى ماندن در شب روزهء واجب تا صبح بر حالتى كه غسل از براى آن واجب است سواى حالت مستى و نيز روزه درست نيست ؛ و همچنين
هفده رساله ( عربى وفارسى ) ( به ضميمه چهار رساله از ديگران ) — صفحة 409
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٤٠٩