تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
بوجه پسنديده واجب كرده نمىشود بر هيچ‌كس الا قدر و توانائى او رنج نبايد داد مادر را بسبب فرزند وى و نه پدر را بسبب فرزند وى و لازمست بر وصى مانند اين پس اگر خواهند مادر و پدر از شير بازكردن يعنى پيش دو سال بعد از رضامندى ميان يكديگر و مشورت كردن يكديگر پس هيچ گناه نيست بر اينان و اگر خواهيد كه دايه گيريد براى فرزندان خويش پس هيچ گناه نيست بر شما چون تمام تسليم نموديد آنچه دادنش مقرر كرديد به خوش‌خوئى و بترسيد از خدا و بدانيد كه خدا به آنچه مىكنيد بيناست ( 233 ) 2 / 234 و كسانى كه بميرند از شما و بگذارند زنان را بايد كه انتظاركنانند اين زنان خويشتن را چهار ماه و ده روز پس چون رسيدند بميعاد خويش پس گناه نيست بر شما در آنچه كردند در حق خويشتن بوجه پسنديده يعنى نكاح بر طور شرع و خدا به آنچه مىكنيد آگاهست ( 234 )
شرح
بِالْمَعْرُوفِبطريق انصاف و اعتداللا تُكَلَّفُ نَفْسٌتكليف كرده و رنج يافته نشود هيچ نفسىإِلَّا وُسْعَهامگر آن را كه گنجايش و توانائى آن داردلا تُضَارَّ والِدَةٌبايد كه رنج نرسانند هيچ مادرىبِوَلَدِهابه فرزند شيرخواره خود كه او را از خود جدا كند و به پدر دهد يا بايد كه رنج رسانيده نشود مادر بسبب فرزند يعنى او را برضاع اكراه نكند و اگر قبول كند ازو كسوت و نفقه باز نگيردوَ لا مَوْلُودٌ لَهُو بايد كه ضرر نرساند مولود له يعنى پدربِوَلَدِهِبه فرزند خود كه او را در وقت شيرخوارگى از مادر بستاند و يا بايد كه ضرر رسانيده نه شود پدر به‌واسطه فرزند يعنى ازو زياده از خودش و پوشش نه‌طلبندوَ عَلَى الْوارِثِو بر وارث مولود له بود كه چون مولود له متوفى شود يا بر وارث صبى كه اگر فرضا صبى بميرد و وى وارث شود لازم استمِثْلُ ذلِكَمانند آنكه بر مولود له بود از نفقه و كسوت و عدم اضرارفَإِنْ أَراداپس اگر خواهند پدر و مادرفِصالًاجدا كردن فرزند از پستان يعنى باز كردن از شير قبل از تمام حولينعَنْ تَراضٍ مِنْهُمااز روى خوشنودى هر دو يعنى والدينوَ تَشاوُرٍو مشاورت كردن با يكديگر در باب رضاع و فطامفَلا جُناحَ عَلَيْهِماپس هيچ وبالى نيست بر ايشان ازين جهتوَ إِنْ أَرَدْتُمْو اگر خواهيد اى پدران و كسانى كه باسترضاع محتاجيدأَنْ تَسْتَرْضِعُواآنكه دايه گيريد به جهت شير دادنأَوْلادَكُمْبراى اولاد خود خواه مادر را مانعى باشد از شير دادن و خواه نىفَلا جُناحَ عَلَيْكُمْپس بر شما هيچ گناهى نيست در دايه گرفتنإِذا سَلَّمْتُمْچون تسليم كنيد به دايگانما آتَيْتُمْآنچه اراده كرده‌ايد دادن آن را بديشانبِالْمَعْرُوفِبه نيكوئى و خوشخوئى بىمضايقه و مبالغهوَ اتَّقُوا اللَّهَو بترسيد از خداى عز و جلّ در بازگرفتن مزد مزدورانوَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَو بدانيد آن كه خداى تعالىبِما تَعْمَلُونَبدانچه مىكنيد از رضاع و فصال و استرضاعبَصِيرٌبيناستوَ الَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْو آنان كه بميرند از شماوَ يَذَرُونَ أَزْواجاًو بگذارند زنان را بايد كه زنان ايشانيَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّانتظار برند بنفس خودأَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراًچهار ماه و ده روز مگر آنكه حامله باشند كه عدّت ايشان به وضع حمل منقضى شود يا كنيزك كه عدّت او دو ماه و پنج روز بودفَإِذا بَلَغْنَپس چون برسند زنان شوهر مردهأَجَلَهُنَّبه پايان عدّت خويشفَلا جُناحَ عَلَيْكُمْپس هيچ وزر و وبالى نيست بر شما اى امت مسلمانان يا اى ورثه و اولياى ازواجفِيما فَعَلْنَدر آنچه زنان كنندفِي أَنْفُسِهِنَّدر نفسهاى خويش از شوهر كردنبِالْمَعْرُوفِبه نيكوئى يعنى به موافقت شرع مراد صيغه ايجاب و قبول است و حضور و شهود عدولوَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَو خداى به‌آنچه شما مىكنيد اى مردان و زنانخَبِيرٌداناست اى مطيع چون دانستى كه كار ترا مىداند غم مخور كه جزاى آن به تو رساند و اى عاصى چون مىدانى كه گناه تو مىداند ترك معصيت كن تا از عذابت برهاند قطعههر كه دانست آنكه در همه وقت * حق تعالى به حال او بيناستهمه كردارهاش باشد خير * همه گفتارهاش گردد راست .