در درس ايشان را براى استفاده روحى و گفتوگوهاى معنوى ، غنيمت شمرديم كه محور آن روش معصومين ( عليهم السلام ) در سلوك روحى و طريقهء آن بزرگواران در تربيت اخلاقى و ادب نفسانى بود .
از خاطرههايى كه از ايشان به ياد مىآورم ، اين است كه يك بار از ايشان از سبب پايبندىاش به لباس ساده و متواضع پرسيديم كه ايشان تقريباً اينگونه جواب دادند :
« اميرالمؤمنين ( ع ) لباس خشن مىپوشيد و غذاى خشك و ناگوار مىخورد ؛ هرگاه نمىتوانيم مانند ايشان باشيم ، لااقل در سادهترين كارهايى كه مىتوانيم ، به آن حضرت شباهت پيدا كنيم . »
خاطره ديگرى كه از ايشان دارم اين است كه سال 1391 ه - . ق بود و من هم مانند ديگر طلاب مدارس علوم اسلامى ، هنگام فارغالتحصيلى از مدرسه ، بايد پاياننامهاى ارائه مىكردم . كه موضوع پاياننامهام زندگى ابوذر غفارى - اعلىالله مقامه - و ناظر پاياننامهام ، شهيد صدر بود . قرار شد نوشتن پاياننامه را در ماه رمضان همان سال تمام كنم ، ولى موفق به تمام كردن آن نشدم و براى ايشان عذر آوردم كه وقت براى تكميل پاياننامه كافى نبوده است . شهيد صدر كه در آن زمان دائرهءالمعارفى دربارهء امام مهدى ( عج ) مىنوشتند ، گفتند : من در همين يك ماه ، بيش از هشتصد صفحه از آن دائرهالمعارف را نوشتهام !
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 108
مساهمون: هادى الوندى
ص١٠٨