اشارهء الهامى از آن نهى مىكند و مىگويد
وَ لْيَتَلَطَّفْ
و اين از آداب / 384 معامله است .
وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً
- و نبايد كسى از شما خبر و اطلاعى به دست آورد . » تا دشمنان از حال آنان آگاهى حاصل نكنند ، و اين اشاره به آن دارد كه اگر كسى كارى را به صورت سرّى انجام مىدهد ، بايد آن را مكتوم و پوشيده نگاه دارد ، و چنان هوشمندانه آن را انجام دهد كه هيچ كس متوجه به آن نشود كه در حال انجام دادن عملى سرّى است ، و نه تنها بايد نوع عمل خود را پوشيده نگاه دارد ، بلكه نسبت به شخص خودش نيز بايد چنين باشد تا كسى از اسرار كار او سر در نياورد ، و اين كاملترين نوع سرى بودن و كتمان مطلوب در عمل انقلابى قرين با رستگارى است .
[ 20 ]
إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً
- چه اگر آنان بر شما دست يابند ، سنگسارتان مىكنند يا شما را به ملت و دين خودشان بازمىگردانند ، و بنا بر اين هرگز رستگار نخواهيد شد . » اين بدان معنى است كه انسان نبايد خود را با ارادهء خويش در معرض اين گونه فشارهايى قرار دهد كه از آنها بر جان خويش بيمناك است ، و بگويد كه زندان و ديدن عذاب براى من مهم نيست ، چه من مرد مقاوم و استوارم ، و هر اندازه چنين باشى ، چون در زندانهاى تاريك طاغوتان در زير فشار و شكنجه قرار گيرى ، اين مقاومت و استوارى را ناگزير از دست خواهى داد ، و فروخواهى ريخت ، و با فروريختن تو دينت نيز چنين مىشود ، و به همين سبب بود كه ياران غار شروط تقيه و هوشيارى و پرهيز و سرى بودن را مراعات كردند تا در معرض فشار دشمنان قرار نگيرند و به آن مجبور نشوند كه از دين خود به دين پادشاه درآيند ، و در نتيجه از رسيدن به سعادت و رستگارى محروم شوند . و در واقع آنان در مدتى دراز به صورت سرى خدا را مىپرستيدند . و خدا نيكوترين پاداش را به ايشان داد ، چنان كه در حديث شريف مأثور از ابو عبد اللَّه الصادق ( عليه السلام ) آمده است كه : « اصحاب