فريب دهد و به ترك عملش وادارد ، به پايان مىرساند .
شايد راستى و درستى و صدق عمل در درآمدن ( مدخل ) و بيرون شدن ( مخرج ) چالش مناسب در برابر نقشهء ابليس در گمراه ساختن بشر است كه خدا گفت :
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
- و در اموال و اولاد شريك ايشان شو ، و به آنان وعده بده ، و شيطان جز براى فريفتن به آنان وعده نمىدهد » .
چه صدق مؤمن هيچ مجالى براى مشاركت ابليس باقى نمىگذارد كه هدفش تباه كردن اقتصاد و تربيت است ، و چگونه مىتواند اقتصاد قومى را به فساد بكشد كه مال حرام نمىخورند و نتيجه تلاش يكديگر را نمىدزدند ، و به معاملهء همراه با مكر و تزوير يا كمفروشى يا فريب يا دروغ نمىپردازند ! از پيوستگى آغاز آيه و خاتمهء آن چنين الهام مىگيريم كه صدق در دخول و خروج وسيلهاى براى نازل شدن يارى خدا است ، و رسيدن به قوت ( سلطان ) و عزت ( پيروزى ) .
صدق در آغاز خلوص عمل است ، در صورتى كه دعا در پايان توكل است ، و اين هر دو ، يعنى عمل صادق و توكل بر خدا ، كامل كنندهء يكديگر است ، چه بدون عمل توكل وجود ندارد ، و از عمل بدون توكل هيچ سودى به دست نمىآيد .
[ 81 ]
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
- و بگو :
حق آمد و باطل نابود شد ، از آن جهت كه باطل نابود شونده است . » / 289 سبب برترى يافتن باطل كاسته شدن از نور حق و در خود فرورفتن آن است ، و هر وقت كه حق پيدا شود باطل غايب خواهد شد .
اين آيه اعتماد كردن به آينده را به ما مىبخشد ، و شايد فريب شيطان را كه به آن اشاره شده و پروردگارمان دربارهء آن گفته است :
وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
از ما دور كند ، چه در آن صورت كه شيطان آدمى را مىفريبد ، و به دروغ وعدهاى در آينده به او مىدهد ، خداوند متعال به راستى با او سخن مىگويد ، و به او مژده مىدهد كه عاقبت نيكو از آن متقيان است ، و اين كه حق پيروز است و