تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
قريش از او خواستند كه آن بت را بر جاى خود باقى گذارد ، ولى او چنين نكرد و فرمان به شكستن آن داد ، پس اين آيه نازل شد . « 21 » و شايد آيه الهامبخش آن باشد كه مبلّغ و خوانندهء به دين گاه به اين انديشه مىافتد كه بعضى از اعمال رسالت خويش را به اميد آن كه مخالفان به دين گردن نهند تغيير دهد ، و اين نيز به نوبهء خود خطا است ، و دو روايت گواهى بر اين تفسير است . على رغم آن كه عصمت رسول كه آيهء ( 74 ) به صراحت دلالت بر آن دارد كه رسول خدا هرگز در اين انديشه نيفتاد كه به خواستهء مشركان تن دردهد ، و شايد چنين انديشه‌اى بر ذهن او همچون يكى از روشهاى اصلاح مطرح شده گذشت ، وى به شتاب آن را بنا بر عصمتى كه خدا به او عنايت كرده بود طرد كرد ؛ و از او روايت شده اين قول پس از نزول آيه : اللهم لا تكلنى إلى نفسى طرفة عين ابدا - خدايا ! هرگز به اندازهء يك چشم به هم زدن مرا به خودم وامگذارى » . « 22 » [ 75 ]
إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ
- در آن صورت ( عذاب خود را ) دو بار در زندگى و دو بار در مرگ بر تو مىچشانديم . » و نظر به بلندى مقام رسول و بزرگى مسئوليتهاى وى ، او نيز به اندازهء اين مسئوليتها در معرض حساب قرار مىگيرد ، و هر چه مسئوليت انسان بيشتر شود ، بيشتر در معرض حساب پس دادن قرار مىگيرد ، و بر عكس كسانى كه حامل مسئوليت بزرگى نيستند ، بدان جهت كه انحراف رهبرى به منزلهء انحراف بخش بزرگى از امت است .
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً
- سپس براى خود يار و ياورى بر ضد ما نخواهى يافت . » و اين آيه پاسخى به آيهء پيشين :
هامش
( 21 ) - تفسير الصافى ، ج 3 ، ص 208 . ( 22 ) - تفسير الصافى ، ج 3 ، ص 208 .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 279 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي