برسى . » [ 38 ]
كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً
- همهء اينها در نزد پروردگارت بد و زشت و ناپسنديده است . » چنان به نظر مىرسد كه بنا بر تفسير اين آيه ، شايسته است كه گاه انسان به تكبر بپردازد ، و اين در آن هنگام است كه با شخص ستمگر و ظالمى رو به رو شود ، تا در برابر او اين احساس بر وى دست ندهد كه ضعيف و ناتوان است ، و به همين جهت قرآن تأكيد مىكند كه « سيّئه » مكروه و ناپسند است - پس آنچه جز سيئه است غير مكروه خواهد بود - و بنا بر اين تكبر نشان دادن به متكبر مكروه و ناپسنديده نيست ، / 232 بلكه مستحبّ و دوستداشتنى است ، چنان كه در حديث آمده است كه :
« تكبر نشان دادن به متكبر عبادت است » .
[ 39 ]
ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ
- و اين را پروردگارت بر حكمت بر تو وحى كرده است . » حكمت جنبهء عملى علم است ، و در اين جا حكمت به معنى رفتار نيكو است .
وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً
- و با خدا به پرستش معبود و إله ( إله ) ديگرى مپرداز كه نكوهيده و طرد شده به جهنم افكنده خواهى شد . » چه اگر چنين كنى تو را به دوزخ خواهند افكند ، و مردمان به ملامت و نكوهش تو برمىخيزند و از الاهان پنداريت كارى براى تو ساخته نيست ، و اين آيه به آن اشاره دارد كه آدمى كسى است كه از بت إله مىسازد ، و همچنين از طاغوت و گردنكش و جبار و شيطان ، و در آن هنگام كه انسان بتهاى فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى را مىشكند و آنها را از بين مىبرد ، مىفهمد كه به استقلال و آزادى خويش رسيده است و به همين سبب با عزمى راسخ به كشيدن بار مسئوليتهاى خويش گردن مىنهد .
[ 40 ]
أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً
- پس آيا