تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
شمردن ، و برتر از اراده‌اى كه خدا به انسان عنايت كرده است . 2 - انديشهء فداء و قربانى كردن كه بشر بنا بر آن چنين مىپندارد كه اگر انجام دادن فرمانهاى دشوار و تحمل ناپذير باشد ، چه بهتر از اين كه پروردگارهاى ديگرى جز پروردگار اعلى تبارك و تعالى تصور كنيم و به آنها پناه بريم تا ما را از دشوارى مسئوليتى كه پروردگار اعلى تحمل آن را بر ما واجب كرده است ، برهانند . همين فكر فدا است كه به مذهب نصارى نفوذ يافته است . خواه پرداختن به شهوات از راه اول حتميات بوده باشد يا از راه دوم فدا ، ايمان به خداى بىهمتاى يگانه آن را نفى مىكند و بشر را بدين گونه با مسئوليتهاى بزرگى كه دارد روياروى قرار مىدهد . آن كس كه به خدا ايمان دارد و ميان خود و عقلش پرده و حجابى به وجود نياورده است ، در ژرفناى ذات و هستى خويش اين را مىداند كه خدا او را در آنچه مىكند آزاد گذاشته است تا هر گونه كه مىخواهد عمل كند . پس چون به اين حقيقت برسد مسئوليتهاى خودش را مىپذيرد و تحمل مىكند و به اين امر اعتقاد دارد كه متغيرهاى زندگى او ، همچون تندرستى و بيمارى ، و برده‌دارى يا عبوديت ، و ثروتمندى يا فقر ، و نظاير اينها نيز همه برخاستهء از خود او است ، و انسان سادهء بدون عقده و دور از شهوتها پيوسته بر اين حقيقت واقف است و همين احساس او را به قبول مسئوليت رهبرى مىكشد ، زيرا كه چون به واقعيت خود معترف باشد ، براى خود نقشه‌اى حكيمانه ترسيم مىكند تا از راه آن به هدفهاى خود دست يابد . در مقابل چنين انسانى ، انسان ديگرى را مىيابيم كه به تصور خود چنان مىپندارد كه برتر از عقل او چيزهاى ديگرى نيز وجود دارد - همچون امور حتمى تاريخ و اجتماع و اقتصاد و روانشناسى و آموزش و پرورش - پس يكى از چنين انسانها چنان مىپندارد كه اين حتميات است كه انسان را مىسازد ، و وظيفهء انسان آن نيست كه / 229 قرارى برخاستهء از فكر و ارادهء خودش را بسازد ، بدان جهت كه عقل در نظر او چيزى جز صورتى از مادهء تغيير شكل يافته نيست .