اينهايى كه از كتب ادعيه انتقاد مىكنند ، براى اين است كه نمىدانند ، جاهلند ، بيچارهاند ؛ نمىدانند كه اين كتب ادعيه چطور انسان مىسازد . اين دعاهايى كه از ائمهء ما وارد شده است ، مثل مناجات شعبانيه ، مثل كميل ، دعاى حضرت سيدالشهداء - سلام اللَّه عليه - سمات ، اينها چه جور انسان درست مىكنند . همان كه آن دعاى شعبانيه را مىخوانَد ، شمشير مىكشد . دعاى شعبانيه در روايت است كه همهء ائمه مىخواندند . من نديدم كه در ساير ادعيه كه اينطور تعبير شده باشد كه همهء ائمه مىخواندند « 1 » . همان كه اين دعاى شعبانيه را مىخوانَد ، همان شمشير مىكشد و با كفار جنگ مىكند . اين ادعيه انسان را از اين ظلمت بيرون مىبرد . وقتى كه از اين ظلمت بيرون رفت يك انسانى مىشود كه براى خدا كار مىكند ؛ كار مىكند اما براى خدا ، شمشير مىزند براى خدا ، مقاتله مىكند براى خدا ، قيامش براى خداست . نه اين است كه ادعيه باز مىدارد انسان را از اينهايى كه آن آقايان خواهند .
آنها همهء آمالشان همينجاست . هرچه ماوراى اينجا باشد ذهنيات است در نظر آقايان ، و يك وقت هم به آن مىرسند كه ببينند آنها عينيات بوده ، اينها ذهنيات است . همين ادعيه و همين خطبهها و همين نهج البلاغه ، و همين مفاتيح الجنان ، و همين كتابهايى كه ادعيه هستند ، اينها همه كمك انسانند ، در اين كه انسان را آدم كنند .
وقتى يك انسانى آدم شد ، به همهء اين مسائل عمل مىكند ، زراعت هم مىكند ، لكن زراعتى كه براى خداست ؛ جنگ هم مىكند . همهء اين جنگهايى
هامش
( 1 ) - إقبال الأعمال ، ص 197 ؛ بحار الأنوار ، ج 91 ، ص 96 ، « كتاب الذكر و الدعاء » ، باب 32 ، حديث 13 .