أعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
باء بِسْمِ اللَّه
از صحبتهاى سابق يك مطلب ديگر هم استفاده مىشود ؛ و آن اين كه اين باى ( بسم اللَّه ) باى سببيت به آنطور كه اهل ادب مىگويند نيست . اصلًا فاعليت حق از باب سببيت و مسببيت نيست ، عليت و معلوليت هم نيست .
بهترين تعبيرش همان است كه در قرآن واقع شده است كه گاهى ظهور [ است ] :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 1 » ، و گاهى « تجلّى »
تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
و اينها غير از قضيهء سببيت و مسببيت است ، كه در سببيت و مسببيت ، يك تغايرى كه مقتضى نيست در ذات حق تعالى با موجودات ، [ مفروض است ] .
از اين جهت يا بايد سببيت را يك معناى توسعهدارى حساب بكنيم كه تجلّى و ظهور را هم شامل بشود ، يا در اين جا بگوييم كه « باء » باى سببيت نيست ؛ بگوييم : « بِاسْمِاللَّهِ كذا » يعنى بِظُهُورِهِ كذا ، بِتَجلّيهِ كذا ، يا الْحَمد بِاسمِ اللَّهِ ؛ نه از باب اين كه حمد مسبَّب است حتّى از براى اسم . و تعبير به سببيت و تعبير به عليّت هم من يادم نيست كه در كتاب و سنت واقع شده باشد . اين يك تعبير
هامش
( 1 ) - « او اول و آخر و پيدا و نهان هست » . ( الحديد ( 57 ) : 3 )