فإنِّي سمعت رسول اللَّه - صلى الله عليه وآله - يقول : إيّاكم والمُثلة ولو بالكلب العقور . « 1 » « 2 »
هامش
( 1 ) - [ زاد في ذخائر العقبى والرّياض النّضرة ونور الأبصار : « أخرجه الفضائلي » ]
( 2 ) - از وصيتهاى آن حضرت عليه السلام است به حسن وحسين عليهما السلام هنگامى كه ابن ملجم كه خدا أو را از رحمتش دور گرداند ، به آن بزرگوار ضربت زده بود ( ودر آن از خونخواهى نهى نموده وبه كارهاى نيكو امر فرموه است ) :
« شما را به تقوا وترس از خدا سفارش مىكنم واين كه دنيا را نخواهيد . هرچند شما را بجويد ( به كالاى دنيا دل نبنديد هرچند در دسترستان باشد ) واندوهناك نشويد بر چيزى از دنيا كه از شما گرفته شده باشد ، وراست ودرست سخن گوييد ، وبراي پاداش يافتن ( در آخرت ) كار كنيد ، وستمگر را دشمن وستمديده را يار ومددكار باشيد .
شما وهمهء فرزندان واهلبيتم وهر كه را كه نامهام به أو مىرسد ، سفارش مىكنم به تقوا وترس از خدا ومرتب كردن وبه هم پيوستن كارتان واصلاح زد وخوردى كه موجب جدايى بين شما گردد كه من از جد شما - صلى الله عليه وآله - شنيدم مىفرمود : اصلاح ذات البين ( چگونگى كه باعث پراكندگى است ) از كليه نماز وروزه بهتر است ( زيرا با جدايى بين مردم امر دين منظم نگردد ودشمن چيره شود وآبادي رو به ويراني آرد . )
از خدا بترسيد ، از خدا بترسيد دربارهء يتيمان ، پس براي دهنهاشان نوبت قرار ندهيد ( گاه سير وگاه گرسنهشان مگذاريد ) ودر نزد شما ( براثر گرسنگى وبرهنگى وبىسرپرستى ) فاسد وتباه نشوند . واز خدا بترسيد ، از خدا بترسيد دربارهء همسايگانتان كه آنان سفارش شدهء پيغمبرتان هستند ؛ همواره دربارهء ايشان سفارش مىفرمود تا گمان كرديم براي آنها ( از همسايه ) ميراث قرار دهد ( در مالشان سهمى تعيين فرمايد ) وبترسيد از خدا ، بترسيد از خدا دربارهء قرآن كه ديگران با عمل به آن بر شما پيشى نگيرند . واز خدا بترسيد ، واز خدا بترسيد دربارهء نماز كه ستون دين شماست . واز خدا بترسيد ، از خدا بترسيد دربارهء خانهء پروردگارتان ( مكهء معظمه ) آن را خالى مگذاريد تا زنده هستيد كه اگر آن رها شود ( از نرفتن شما خالى ماند ، از كيفر الهى ) مهلت داده نمىشويد ( به عذاب خدا مبتلا مىشويد ) . واز خدا بترسيد ، از خدا بترسيد دربارهء جهاد به دارايىها وجانها وزبانهاتان در راه خدا ( براي ترويج دين وجنگ با دشمنان خدا ورسول از هيچ چيز خوددارى ننماييد . )
وبر شما باد كه با هم وابستگى ودوستى داشته [ باشيد ] وبه هم ببخشاييد واز پشت كردن به يكديگر وجدايى از هم بترسيد . امر به معروف ( وأدار نمودن به انجام كار شايسته ) ونهى از منكر ( بازداشتن از كار زشت ) را رها مكنيد كه ( اگر رها كرديد ) بدكردارانتان بر شما مسلط مىشوند ، پس از آن دعا مىكنيد ( دفع آنها را از خدا مىخواهيد ) روا نشود ( زيرا براثر نكردن امر به معروف ونهى از منكر ، خدا را آزرده واين بلا وسختى را فرآهم كردهايد . پس تا توبه وبازگشت ننماييد ، در خواستتان پذيرفته نگردد . ) »
پس از آن فرمود :