تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
هامش
به چه سابقه‌اى مردم را به زور به بيعت خود مىخوانى ، آيا تو ديروز به دستور پيامبر صلى الله عليه وآله با من بيعت نكردى ؟ » عمر گفت : « اى على ! اين حرف‌ها را كنار بگذار ، به خدا قسم اگر بيعت نكنى تو را مىكشم . » علي عليه السلام فرمود : « به خدا قسم ، كه بندهء خدا وبرادر مقتول پيامبر خواهم بود ! » عمر گفت : « بندهء مقتول خدا درست است ولى برادر پيامبر نه ! » على پاسخ داد : « به خدا قسم بدانيد كه اگر ( قضا وقدر مكتوبى از طرف خداوند وپيمانى كه برادرم با من بسته است كه از آن تجاوز نمىكنم ) نبود مىفهميديد كه كدام يك يارمان ضعيف‌تر ونفراتمان كمتر است . » أبو بكر ساكت بود وسخنى نمىگفت ، بريدهء اسلمى برخاست وگفت : « اى عمر ، آيا شما دو نفر نبوديد كه پيامبر به شما گفت : نزد على برويد وبر أميري أو بر مؤمنان تسليم شويد ؟ ! شما گفتيد : آيا امر خدا ودستور پيامبر اوست ؟ حضرت فرمود : آرى . » أبو بكر گفت : « اى بريده ، چنين بود ، لكن تو غايب بودى وما حاضر بوديم . . . هر كارى بعد از آن كار تازه‌اى پيش مىآيد . » عمر گفت : « اى بريده ، تو به اين كار چه كار دارى وچه حقي دارى كه بر اين أمور داخل شوى ؟ » بريده گفت : « به خدا قسم در شهري كه شما أمير آن باشيد زندگى نمىكنم ! » عمر دستور داد أو را زدند وخارج كردند . سپس سلمان به پا خاست وگفت : « اى أبا بكر ! از خدا بپرهيز واين مكان را واگذار تا أهل بيت با وسعت وگوارايى از آن تا روز قيامت استفاده كنند . واين أمت با دو شمشير اختلاف پيدا نكنند . » أبو بكر جوابي به أو نداد ، سلمان كلامش را تكرار كرد ومثل كلام گذشته را گفت . عمر أو را كنار زد وگفت : « تو را به اين مطالب چه كار است وچه چيز تو را در اين مطلب داخل كرده است ؟ ! » سلمان گفت : « اى عمر ! آرام باش ، اى أبا بكر ! از اين مكان برخيز وآن را براي اهلش واگذار تا به خرمى تا روز قيامت از آن استفاده كنند . واگر چنين نكنيد از اين خلافت خون دوشيده مىشود وآزادشدگان وطردشدگان ومنافقين در آن طمع مىكنند . به خدا قسم اگر بدانم كه جور وستمى را دفع كرده وديني را براي خدا عزت مىدهم شمشير بر دوش مىگذاردم وبا شمشير قدم مىزدم . آيا به وصى پيامبر حمله مىكنيد ؟ ! مژدهء بلا بر شما باد واز خوشى نااميد باشيد . » سپس أبو ذر ومقداد وعمار برخاستند وبه على گفتند : « چه دستور مىدهى ؟ به خدا قسم اگر فرمان دهى آن قدر شمشير مىزنيم تا كشته شويم . » علي عليه السلام فرمود : « دست نگه داريد ! خداوند شما را رحمت كند وبه ياد پيمان پيامبر ووصيتي كه پيامبر به شما كرده است ، باشيد . »