حديث حق و حديث منزلت و حديث دعوت عشيره اقربين و غير آنها به اين معنا دلالت داشته و دارند ولى نظر به پاره اى دواعى تأويل شده و سرپوشى روى آنها گذاشته شده است .
در تأييد سخنان گذشته
آخرين روزهاى بيمارى پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و جمعى از
هامش
نمود پس از تناول غذا به آنان فرمود : ( من كسى را سراغ ندارم كه بهتر از آنچه را كه من براى شما آورده ام براى قومش آورده باشد . خدا به من دستور داده كه شما را به سويش دعوت كنم پس كيست كه در اين امر با من كمك كند و برادر و وصى و خليفه من در بين شما گردد ؟ ) تمام مردم سكوت كردند ولى على در عين حال كه از همه كوچكتر بود عرضه داشت : من وزير و يار شما مى شوم . پس پيغمبر دست بر گردن او نهاده فرمود : اين برادر و وصى و خليفه من است ، بايد از او اطاعت كنيد . پس آن جماعت از جا حركت نموده مى خنديدند و به ابوطالب مى گفتند : محمد به تو دستور داد كه از پسرت اطاعت كنى ( تاريخ ابى الفداء ، ج 1 ، ص 116 ) و از اين گونه احاديث زياد است از جمله حذيفه مى گويد رسول خدا فرمود : ( اگر على را خليفه و جانشين من قرار بدهيد - و گمان نمى كنم چنين كارى را انجام بدهيد - او را راهنمايى با بصيرت خواهيد يافت كه شما را به راه راست وادار مىكند ) ، ( حلية الاولياء ، تأليف ابونعيم ، ج 1 ، ص 64 . كفاية الطالب ، ط نجف ، سال 1356 ، ص 67 ) ابن مردويه مى گويد پيغمبر فرمود : ( هر كس دوست دارد حيات و مرگش مانند من باشد و ساكن بهشت گردد ، بعد از من دوست دار على باشد و به اهل بيت من اقتدا كند ؛ زيرا آنها عترت من و از گل من آفريده شده اند و علم و فهم من نصيب آنان گشته پس بدا به حال كسانى كه فضل آنها را تكذيب نمايند ، شفاعتم هرگز شامل حالشان نخواهد شد ) ، ( منتخب كنزالعمال كه در حاشيه مسند احمد به چاپ رسيده ، ج 5 ، ص 94 )