روزه امور شخصى خود در مكه و پس دادن امانتهايى كه از مردم پيشش بود ، على عليه السّلام را جانشين خود قرار داد و همچنين پس از رحلت نسبت به ديون و كارهاى شخصيش على عليه السّلام را جانشين خود نمود .
شيعه مى گويد : به همين دليل ، هرگز متصور نيست پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رحلت فرمايد و كسى را جانشين خود قرار ندهد و سرپرستى براى اداره امور مسلمين و گردانيدن چرخ جامعه اسلامى ، نشان ندهد . اينكه پيدايش جامعه اى بستگى دارد به يك سلسله مقررات و رسوم مشتركى كه اكثريت اجزاى جامعه آنها را عملًا بپذيرند ، و بقا و پايدارى آن بستگى كامل دارد به يك حكومت عادله اى كه اجراى كامل آنها را به
عهده بگيرد ، مسئله اى نيست كه فطرت انسانى در ارزش و اهميت آن شك داشته باشد يا براى عاقلى پوشيده بماند يا فراموشش كند در حالى كه نه در وسعت و دقت شريعت اسلامى مى توان شك نمود و نه در اهميت و ارزشى كه پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى آن قائل بود و در راه آن فداكارى و از خودگذشتگى مى نمود مى توان ترديد نمود و نه در نبوغ فكر و كمال عقل و اصابت نظر و قدرت تدبير پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( گذشته از تأييد وحى ونبوت ) مى توان مناقشه كرد .
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به موجب اخبار متواترى كه عامه و خاصه در جوامع حديث ( در باب فتن و غير آن ) نقل كرده اند ، از فتن و گرفتاريهايى كه پس از رحلتش دامنگير جامعه اسلامى شد . و فسادهايى كه در پيكره اسلام رخنه كرد ، مانند حكومت آل مروان و غير ايشان كه آيين پاك را فداى ناپاكيها و بى بندوباريهاى خود
شيعه در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٨