متلاشى گشته و در ميان اجزاى زمين گم مىشود ، بدنهاى شماست ولى خودتان ( ارواح ) به دست فرشته مرگ از بدنهايتان گرفته شده ايد و پيش ما محفوظيد 199 ) .
گذشته از اين گونه آيات ، قرآن كريم با بيانى جامع ، مطلق روح را غير مادى معرفى مىكند ؛ چنان كه مى فرمايد : ( از تو حقيقت روح را مى پرسند بگو روح از سنخ امر خداى من است 200 ) .
و در جاى ديگر در معرفى امر خود مى گويد : ( امر خدا وقتى كه چيزى را خواست اين است و بس كه بفرمايد بشو ، آن چيز بى توقف مىشود و ملكوت هر شى ء همين است 201 ) .
و مقتضاى اين آيات آن است كه فرمان خدا در آفرينش اشياء ، تدريجى نيست و در تحت تسخير زمان و مكان نمى باشد ، پس روح كه حقيقتى جز فرمان خداوند ندارد مادى نيست . و در وجود خود خاصيت ماديت را كه تدريج و زمان و مكان است ندارد .
بحث در حقيقت ( روح ) از نظر ديگران
كنجكاوى عقلى نيز نظريه قرآن كريم را در باره روح ، تأييد مىكند . هر يك از ما افراد انسان از خود حقيقتى را درك مى نمايد كه از آن به ( من ) تعبير مىكند و اين درك ، پيوسته در انسان موجود است ، حتى گاهى سر و دست و پا و ساير اعضا حتى همه بدن خود را فراموش مىكند ولى تا خود هست ، خود ( من ) از درك او بيرون نمى رود اين ( مشهود ) چنان كه مشهود است قابل انقسام و تجزى
هامش
( 199 ) سوره سجده ، آيه 11 .
( 200 ) سوره اسرى ، آيه 85 .
( 201 ) سوره يس ، آيه 83 .