غير آنان غير مسلم است و دسته اى از آن با اطلاع و دسته اى بى اطلاع مى باشند و هرگز همه مردم كه در ساختمان بشرى مساوى و همه با خرد خدادادى مجهزند درك مشتركى در اين باب ندارند .
شعور مرموزى كه ( وحى ) ناميده مىشود
با بيان گذشته روشن شد كه قانونى را كه سعادت جامعه بشرى را تأمين كند خرد درك نمى كند و چون به مقتضاى نظريه هدايت عمومى ، وجود چنين دركى در نوع انسانى ضرورى است ناگزير دستگاه درك كننده ديگرى در ميان نوع انسانى بايد وجود داشته باشد كه وظايف واقعى زندگى را به آنان بفهماند و در دسترس همگان گذارد و اين شعور و درك كه غير از عقل و حس مى باشد ، ( شعور وحى ) ناميده مىشود ، البته لازمه پيدايش چنين نيرويى در انسانيت اين نيست كه در همه افرد پيدا شود چنان كه نيروى تناسل در انسانيت آفريده شده ولى درك لذت ازدواج و مهيّا شدن براى آن ، تنها در افرادى پيدا مىشود كه به سن بلوغ برسند و شعور وحى در افرادى كه ظهور نكرده ، شعورى است مرموز چنان كه درك لذت ازدواج براى افراد نابالغ انسان ، دركى است مرموز .
خداى متعال در كلام خود در خصوص وحى شريعت خود و نارسايى عقل در اين خصوص اشاره كرده مى فرمايد :
إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ
. . .
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ 181
.
هامش
( 181 ) يعنى : ( ما وحى كرديم به سوى تو چنان كه وحى كرديم به سوى نوح و پيغمبرانى كه