قرآن را به حق نازل كرديم او نيز به حق نازل شد - يعنى در حدوث و بقاى خود از حق جدا نشد - .
و باز مىفرمايد :
« فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ »
« 1 »
جز ضلالت و گمراهى پس از حق چيزى هست ؟ - از حق گذشتى جزضلالت نمىماند .
و در جايى ديگر از كلام خود به طور جامع مىفرمايد :
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ »
« 2 »
به درستى قرآن كتابى است عزيز - منيعالجانب كه هر تعدى را با قدرت از خود دفع مىكند - باطل از پيش روى و از پشت سر به سوى او نمىآيد ( نه اكنون و نه در آينده بطلان و نسخپذير نيست ) .
البته بحثهاى زيادى در اطراف ابديت احكام قرآنى كرده شده و مىتوان كرد ولى از موضوع بحث اين كتاب - كه موقعيت قرآن است پيش مسلمانان به طورى كه خود قرآن دلالت دارد - بيرون است .
د - قرآن مجيد در دلالت خود مستقل است
قرآن مجيد كه از سنخ كلام است مانند ساير كلامهاى معمولى از معناى مراد خود كشف مىكند و هرگز در دلالت خود گنگ نيست و از خارج نيز دليلى وجود ندارد كه مراد تحتاللفظى قرآن جز آن است كه از لفظ عربيش فهميده مىشود .
اما اين كه خودش در دلالت خود گنگ نيست ، زيرا هركس به لغت آشنايى داشته
هامش
( 1 ) . يونس ، آيه 32
( 2 ) . فصلت ، آيه 42