تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
نوشت . « 99 » وجه صحيح‌تر بودن گفتهء ابن الجوزى اين است كه بعيد است خليفه‌اى دستور ويران ساختن را بدهد و يكى از خدمت‌گزارانش بلافاصله دستور تجديد بنا را بدهد ، بدانگونه كه ياقوت گفته است . در سال 420 در خطبه‌اى كه در مسجد براثا خوانده مىشد ، سخنانى از زبان يكى از فرقه‌هاى تشيع ايراد مىگرديد خليفه القادر دستور داد خطيب را دستگير كردند و خطيب ديگرى بنام ابو منصور را به جاى او قرار دادند ، ابو منصور به رسم خطباى اهل تسنن با پشت شمشير بر منبر زد و در خطبهء خود نام على ( ع ) را مقدم نداشت و سخن خود را با اين جمله به پايان برد كه خداوندا مسلمانان و هر كسى را كه على ( ع ) را مولاى خود ميداند بيامرز ، در اين وقت عامّه مردم آجر به طرف او پرتاب كردند تا چهره‌اش خون آلود شد . خليفه در نامه‌اى كه در اين باره نوشته بعد از حملات شديدى كه به شيعه كرده گفته است آجر همچون باران به سر و روى ابو منصور خطيب فرو مىريخت ، كتفش از جا در آمد ، بينى او شكست و صورتش خون آلود شد . شيعه از جهات ديگر نيز در صدد آزار ابو منصور بر آمدند . در جمعهء بعد براى اين كه مبادا فتنه‌اى به پا شود ، از اقامهء جماعت و ايراد خطبه در مسجد براثا خوددارى شد . « 100 »
هامش
( 99 ) المنتظم ج 6 صفحهء 317 . ( 100 ) المنتظم ج 8 صفحهء 41 و 43 در اين صفحات متن نامه خليفه در بارهء مسجد براثا آمده است .
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 329 | سيد ابراهيم سيد علوى