ثاء سه نقطه ( بر وزن برايا ) كه محلهاى بود در جهت قبلهء كرخ و جنوب محلهء باب المحول .
در آن محله مسجد جامعى بود كه شيعه در آن نماز مىگزاردند . براثا قبل از بناى بغداد قريهاى بود كه به گمان مردم چون على ( عليه السّلام ) رهسپار جنگ با خوارج حروريه نهروان مىشد از آن قريه عبور كرد ، و در گوشهاى از آن مسجد نماز گزارد . مسجد و محلهء مزبور ، ويران گرديده و من ( ياقوت ، نيمهء آخر قرن و اوايل قرن هفتم ) بقايايى از ديوارهاى مسجد را درك كردم . مسجد براثا ( قبل از قرن چهارم و اوايل آن قرن ) مسجدى بود كه شيعه « 95 » در آن اجتماع مىكردند و سخنانى مىگفتند كه بر خليفه گران مىآمد .
خليفه الراضى دستور داد به آن مسجد هجوم بردند و هر كس در آن جا بود دستگير ساختند و مسجد را با خاك يكسان كردند ، شيعه به بجكم ما كانى امير الامراء « 96 » بغداد ، اطلاع دادند و او به اعادهء بناى مسجد و وسعت دادن و استحكام آن فرمان داد و در بالاى آن نام الراضى را نوشت و از اين پس تا بعد از سال 450 نماز در آن بر پا مىشد و از آن به بعد تعطيل گرديد . « 97 » در اين باره نوشتهء ابن الجوزى بايد صحيحتر باشد كه مىگويد :
مقتدر خليفه اطلاع يافت كه رافضيان در مسجد براثا اجتماع ميكنند و به شتم صحابه مىپردازند ، در روز جمعه از ماه صفر سال 313 فرستادگان خليفه به مسجد حمله بردند ، سى تن را مشاهده كردند كه مشغول اداى نماز جمعه بودند و از كسانى كه در نماز به مقتدر اقتداء كند بيزارى مىجستند ، تفتيشى كه از آنها به عمل آمد ، مهرهايى از گل سفيد يافتند كه بر روى آنها چنين نقش شده بود : محمد بن اسماعيل الامام المهدى ولى اللَّه ، آن گروه را به زندان افكندند ، سپس فتوايى را از چندين از فقها ارائه كردند كه مسجد براثا در حكم مسجد ضرار است و اگر ويران نشود مركز دعوت قرامطه خواهد شد .
به موجب فتواى مزبور ، به دستور مقتدر ، مسجد را خراب كردند و آن را به گورستان تبديل نمودند تا مردگان در آن دفن شوند . « 98 » در سال 328 ، همانطور كه گفته شد بجكم ترك مسجد براثا را دوباره با آجر و گچ بنا كرد و سقف آن را با تختهء منقش از چوب ساج پوشانيد و در بالاى آن نام الراضى خليفه را
هامش
( 95 ) شيعه در اينجا ، اعم است از اسماعيليه و فرقههاى ديگر .
( 96 ) منصب امير الامرايى در آن عصر بالاترين مناصب حكومتى بود و به حكم با آنكه جزو غلامان خلفا به حساب مىآمد ، چنان قدرتى يافت كه بر خليفه تسلط پيدا كرد و به امير الامرايى رسيد .
( 97 ) معجم البلدان ج 1 ، ص 532 .
( 98 ) المنتظم ج 6 صفحهء 195 .