رشد و كمال يافته و تعداد طالبان علم رو بفزونى رفت . چنانچه در عصر بعد يعنى عصر زعامت شيخ طوسى ، شيعه كرخ صاحب بزرگترين منصب علمى بغداد و جهان اسلام بود ، و كرسى رسمى تدريس بعهدهء شيخ بزرگوار محمد بن حسن طوسى قرار داشت ، و تعداد معتنابهى از شاگردان از طوايف مختلف اسلام در درس او بودهاند . مورخين مىگويند :
« بيش از سيصد دانشمند از مكتب شيخ به درجهء عاليه اجتهاد نائل آمدند . البته اينها تنها از شاگردان شيعى شيخ بودهاند . زيرا شاگردان او از عامه بيش از حد احصاء هستند » « 123 » .
علاوه بر رنج و زحمتى كه شيخ مفيد و سيد مرتضى و سيد رضى و شيخ طوسى در راه ترويج علم و دانش در كرخ و بغداد كشيدهاند ، و بذل و عطائى كه در اين باب كردهاند ، صاحبان مقامات و مناصب دولتى شيعه نيز تأثيراتى داشتهاند . از جمله شاپور بن اردشير وزير دانش دوست بهاء الدوله و شرف الدوله ديلمى است كه كتابخانهاى بى نظير با بيش از ده هزار كتاب بسيار نفيس به خط صاحبان تأليفات تأسيس كرده ( 381 ه . ) بود كه ساليان دراز مورد استفادهء دانشمندان بوده است . « 124 » در پايان اين مقال بايد دو مطلب بسيار مهم و لازم را به اشارت كوتاهى يادآور شويم .
اول : اين كه رشد و كمال و حتى موجوديت دانش و علم و تحقيق و كتاب در كرخ تا سال 448 و يا 449 ادامه يافت ، اما در اين سالها با ورود طغرل اولين پادشاه سلجوقى و لشكريان او ، آتش تعصب كور تركان سلجوقى و حنبليان بغداد همه چيز را نابود ساخت .
كرسى رسمى تدريس شيخ و كتابخانهء بسيار مهم شخص او و كتابخانهء عظيم شاپور همه نابود شدند ، و مال و جان مردم بباد فنا داده شد ، و از همه مهمتر بساط عظيم و گستردهء علم و دانش با هجرت شيخ از بغداد ريشه كن گرديد . « 125 » دوم : اين كه قرن چهارم و پنجم يعنى قرونى كه سيد رضى در آن زيسته است عصر اوج علم و معرفت و ابداع و تجربه و تحقيق در عالم اسلام است . در اين دو قرن به كليهء علوم و حتى علوم طبيعى و جهانشناسى توجه زياد شده است ، و افرادى نظير ابو نصر فارابى و ابو الحسن مسعودى و يحيى بن عدى و ابو الفرج اصفهانى و ابو الحسن عامرى و ابو ريحان بيرونى و شيخ الرئيس ابن سينا و ابو سليمان منطقى سجستانى و ابن هيثم و على بن عيسى و عمر خيام و ناصر خسرو و غزالى و بهمنيار ظهور كردهاند . اما در قرون بعد ديگر با چنين كسانى در اين سطح از دانش و ابداع و اين اندازه از كثرت تعداد برخورد نمىكنيم . محققان در جواب چرائى اين مطلب مىگويند : « اگر با دقت به تاريخ اسلام نظر افكنيم خواهيم ديد
هامش
( 123 ) عمدة الطالب ، 210 - 209 و الشريف الرضى ، 18
( 124 ) روضات الجنات 6 ، 219 و مفاخر اسلام 3 ، 383 .
( 125 ) ابن اثير 7 ، 324 و 8 ، 88 ، چ دار الكتاب العربى و البداية و النهاية 12 ، 19 .