و اين صحيفه به جهت تذكرهء او و تبصرهء ياران و معاشران او نوشته شد تا خود فراموش نكند و غافل در آن « 1 » امور نيفتد و ياران نيز او را بدان تكليف ننمايند و معذور فرمايند .
اوّلًا - آنكه در مسايل دينيّهء متشابهه فتوى ندهد وننويسد و حكم نكند مگر به تشابه و تا حكم مسئله منقّح و مبيّن و بىغبار و بىخلاف نباشد نگويد و نوشتن را اصلًا مرتكب نشود مگر در مسايل عبادات به اقطار و بلاد .
[ و ] ثانياً - آنكه بر اقارير « 2 » گواه نشود و گواهى ننويسد مگر آنكه بر او لازم [ و واجب ] شود شرعاً أم عُرفاً .
[ و ] ثالثاً - آنكه هرگز تركِ درس و بحث نكند و هميشه مشغول افاده و استفادهء علوم دينيّه مىبوده باشد و زياده از قدر حوصلهء خود و فهم شركاء و تلامذه سخن نطلبد و نگويد .
[ و ] رابعاً - آنكه در مجلسى كه زياده بر پنج تا هفت كس مجتمع باشند و جهت وحدتى « 3 » نداشته باشند ننشيند مگر مضطرّ شده باشد به آن چه « 4 » در حديث وارد شده كه : « ما زادَ الْقَوْمُ عَلى خَمْسَةٍ أَوْ سَبْعَةٍ إلّا كَثُرَ سَقَطُهُمْ - أَوْ قالَ : - لَغَطُهُمْ » « 5 » . والسَّقَطُ - مُحَرَّكَةً - : ما لا خيرَ فيه . واللَّغَطُ : الصّوتُ و ما لا يُفْهَمُ منه « 6 »
هامش
( 1 ) - ج : « از آن » .
( 2 ) - جمع إقرار .
( 3 ) - ج : « و حديثى » .
( 4 ) - ج : « به سبب آنكه » .
( 5 ) - مطالب فوق در كتب حديثى اين گونه نقل شده است : « أحبّ الصّحابة إلَى اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ أَربعة ، و ما زاد قومٌ على سبعةٍ إلّاكَثر لَغطُهم » . ( الفقيه : ج 2 / ح 2444 ) و قال في النّهاية : « اللَّغَطُ : صوتٌ و ضجّة لا يفهم معناه » .
( 6 ) - ترجمه : تعداد هيچ جمعى از پنج يا هفت تجاوز نكرد مگر آنكه مطالب نادرست يا صداهاى درهم و برهم ميانشان بسيار گردد .