و امّا ببايد دانست كه هر كه يكى از كباير فرايض را كه پنج است ترك كند يا يكى از كباير معاصى را كه هفت است ارتكاب نمايد و بر آن مُصِرّ باشد از اصل ايمان بيرون رود ، چرا كه چنين امرى با گرويدن به خداى جمع نشود . و اين است مراد از آنچه گفتهاند كه « عمل در ايمان معتبر است » .
و نوعى ديگر از كفر هست كه آن را كفر جهالت خوانند « 1 » ، و آن قومى باشند كه دعوت و ملّت « 2 » به ايشان نرسيده باشد و خبر از دين و دعوت ندارند ، و امرى كه در مقابل اين كفر است جزء معنى هر يك از مراتب ايمان و كفر است نه مرتبهاى از ايمان .
و اين احقّ است به اسم كفر از عصيان ، زيرا كه اطلاق كُفر بر اين ، از روى حقيقت است نه مجاز ، و هر كه امرى از امور دينيّه و مسايل شرعيّهء ضروريّه به او نرسيده باشد يا آن را نفهميده باشد از اين كفر او را بهرهاى باشد .
و صاحب اين كفر اگر تقصيرى در تحصيل ايمان مقابلش نداشته باشد او را « مستضعف » خوانند . و عذاب هيچ صنف از كافران سبكتر از عذاب اين قوم نباشد ، اگر نيك اخلاق بوده باشند ، بلكه بسا باشد كه ايشان را اصلًا عذابى نباشد چنان كه حقّ تعالى مىفرمايد :
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
« 3 »
»
و جاى ديگر مىفرمايد :
« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا * فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا
هامش
( 1 ) - الف : « گويند » .
( 2 ) - ملّت : شريعت ، كيش ، آئين .
( 3 ) - الاسراء : 15 . : « و ما [ هيچ مردمى را ] عذاب كننده نباشيم تا آنگاه كه پيامبرى برانگيزيم » .