تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة رسائل ( فارسى ) — صفحة تحقيق معنى قابليت 15

مساهمون:

صتحقيق معنى قابليت ١٥
غلامم خواجه را آزاد كردم * منم كاستاد را استاد كردم
يعنى هرچه قابل به لسان استعداد خواسته عالِم كه استاد كارخانه ظهور و اظهار است او را بر آن وجه دانسته و بر طبق همان ايجاد او فرموده و ظاهر گردانيده و شك نيست كه بنده در افعالى كه مىكند بر طبق علم مىتواند بود ، و عِلم حق تابع صورت استعدادى و خواستهء قابليت اوست . « يَداكَ أَوْكَتا وَ فُوكَ نَفَخَ » « 1 » و از اين سخن فحواى فرمودهء :
« فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ »
« 2 » بر صحايف اظهار و اشعار آشكار مىگردد . هر كه را ديدهء هوشمندى بسبيل تقليد است رسمى مبتلا نگشته باشد .
آن كس كه زشهر آشنايى است * داند كه متاع ما كجايى است « 3 »
بيش از اين حاجت نمىداند بيان . والسّلام على من تمَّ بوجوده الأتمّ كلُّ تمام ، عليه و آله السّلام . تمّ الكتابَة في شهر رجب المرجّب ، سنة 1091 .
هامش
( 1 ) - علّامهء مَيَدانى در توضيح اين مثل در « مجمع الأمثال » گويد : اصل اين مثل باز مىگرددبه مردى كه ساكن يكى از جزائر بود ، روزى براى گذشتن از آب مشكى را باد كرد ولى به احكام آن واقف نبود ، به همين خاطر وسط آب باد مشك خالى شد و چون در حال غرق مرگ را به معاينه ديد دست به دامن مردى شده و گفت : « يَداكَ أَوْكَتا وَ فُوكَ نَفَخَ » ( دو دستت محكم كرد و دهانت دميد » . و گويند : اين سخن كسى مىباشد كه مرگ و هلاكت را بر سر خود آورده است . ( 2 ) - الأنعام : 149 . ( 3 ) - نظامى گنجوى . ليلى و مجنون .