نظر دقيق همه بالفعل متحرّكند دايماً چنان كه بعد از اتمامِ « 1 » برهان منكشف شود .
و حركت عبارت است از خروج شىء از قوّه به فعل بر سبيل تدريج و اين بعينه معنى تغيّر و تجدّد است .
و مبدأ حركت در جسم طبيعتى است كه سارى است در او ، بلكه مبدأ قريب جميع اعراض و صفات و توابع جسم همين طبيعت است كه اشرف اجزاى اوست و تقوّم همه بدوست ، به اين معنى كه فيضِ حقّ ، سبحانه و تعالى ، اوّلًابه طبيعت مىرسد و به واسطهء او به ساير صفات و عوارض جسم ، نه آنكه طبيعت علّت فاعلى آنها باشد ، چه « 2 » جسم و جسمانى نشايد كه علّت فاعلى چيزى تواند شد بلكه آنها همه از لوازم طبيعتاند ، بى تخلّل جعلى ميان طبيعت و آنها . و طبيعت متغيّر بالذّات و متجدّد بالحقيقه است ، يعنى ذاتش تقاضاى تجدّد و سَيَلان و عدمِ بَقا در دوآن « 3 » مىكند .
امّا آنكه متغيّر و متجدّد است به جهت آنكه اگر ثابت باشد حركت از او صادر نخواهد شد يا اجزاى حركت منعدم نخواهد شد . پس حركت ، حركت نخواهد بود ، بلكه سكون خواهد بود و تجدّد قرار ، چه صدور تغيّر از غير متغيّر صورت نبندد و معلول از علّت منفكّ نشود .
و امّا آنكه تغيّر ، طبيعت را ذاتى است به جهت آنكه اگر از غير مستفاد مىبود تسلسل در متغيّرات مىشد ، يا منتهى مىشد به تغيّر در ذات مبدأ كلّ ، تعالى شأنه ، و اين هر دو محال است ، يا منتهى مىشد به متغيّر بالذّات ديگر وراى طبيعت و وراى طبيعت يعنى فوق او متغيّرى نمىباشد .
هامش
( 1 ) - الف : « تمام » .
( 2 ) - الف : « چو » .
( 3 ) - ظاهراً « دوآن » دوام ، بوده است .