« مقالهء اولى » « در بيان شمّهاى از حقيقت حال علم و علما »
بايد دانست كه آدمى از ديگر حيوانات به گوهر دانش وبينش گرامى گشته است و به واسطهء عقل و دانايى از آفرينش بر سر آمده و همه را به فرمان خود درآورده ، چنان كه كريمهء « 1 »
« وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
« 2 »
»
بدان اشاره فرموده .
هرچه در اين سرا بود جمله از آنِ ما بود * آمدهام كه مال خود جمع كنم بدر بَرَم « 3 »
و اين گوهر دانش اگرچه انواع بسيار دارد [ و ] ليكن از ميان همه برگزيده و گرامى دانشِ حكمت است كه در شأن او آمده كه
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
« 4 » ، [ چه ] از اين « 5 » علم حقيقت اشياء هويدا مىگردد ، و خصوصاً شناختِ نفسِ خويشتن كه سرمايهء تحصيل حقايق و معارف الهى است كه از « 6 » آنجا معرفت مبدأ و معاد كه انبياء - صلوات اللَّه عليهم - به جهت آن فرستاده شدهاند
هامش
( 1 ) - الف و ب : « آيهء » .
( 2 ) - الجاثية : 13 .
( 3 ) - از ديوان مؤلّف رحمه الله .
( 4 ) - البقرة : 269 .
( 5 ) - الف : « آن » .
( 6 ) - الف : « در » .