كه لوحى به دست آرم ، و به پايمردى قلم و زبان بيان ، شمّهاى از حقيقتِ حال علم و علما و بعضى از احوال پريشانى « 1 » خود در ايندار ابتلا بر وى نگارم تا شايد بدين وسيله دلى خالى شود و شرح صدرى حالى گردد ، بنابراين اين چند كلمه مرقوم شد و به « شرح صدر » موسوم گشت و بر دو مقاله مرتّب و مختوم گرديد .
هامش
( 1 ) - ج : « بعضى از پريشانى احوال » .