مقدّمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[ و به نستعين ]
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي
« 1 »
.
بعد از حمد و ثناى إله و درود و تحيّت بر برگزيدگان آن درگاه ، چنين گويد محمّد بن مرتضى المدعوّ به محسن - أيّده اللَّه في كلِّ مَسلك و مَوطن - كه چون گشايشِ غصّهء دلِ گره بر گره را به فتح البابِ سخن بستهاند ، و تنفيسِ كربتِ سينهء شرحه شرحه را به نَفثه و نَفَس پيوسته ، و بسى از كُربتِ غربتِ دنيا و شكوه جُهّالِ عُلما نَما در دلم گره شده [ بود ] ، و همنفسى نمىيافتم كه به دستيارى سخن با او رازى در ميان نهم و به بيان « 2 » درد دلى بر وى شمارم ، به خاطرم رسيد
هامش
( 1 ) - طه : 25 إلى 28 .
( 2 ) - اصل و ج : « به بيان زبان » .